تبلیغات
خورشید مکه - نگاهی دوباره به انتظار

نگاهی دوباره به انتظار

نویسنده : مقنی زاده
تاریخ:یکشنبه 26 تیر 1390-08:40

راستى ! انتظار چیست ؟

 چرا این قدر به آن سفارش و پیرامونش ‍ گفت وگو شده است ؟ تو پیام انتظار را نه تنها از لابلاى امواج بلند كلام مهربان رسول صلّى اللّه علیه و آله و نسیم رساى سخنان بى همتاى على علیه السّلام - كه پدران امّت لقب گرفته اند  مى شنوى ، بلكه صداى هر یك از معصومین علیهم السّلام ضمیر هشیار تو را با ضرورت و اهمیّت آن آشنا مى كند.

زمانى مى توانیم معناى انتظار و حقیقت آن را درك كنیم كه بدانیم و لمس كنیم امام زمان (عج ) را براى چه مى خواهیم قبل از این كه معرفت به مهدى موعود پیدا كنیم ، یك پیش فرض لازم و ضرورى است و آن این است كه او را براى چه مى خواهیم و اصلاً چه ضرورتى به وجود او مى باشد. در واقع تا نسبت به این مساءله تشنه نشویم ، به حقایق آن دسترسى نخواهیم داشت . مادامى كه این عطش ‍ انتظار و این احساس نیاز و به تعبیر زیباى معصومین ، علیهم السّلام اضطرار و افتقار به حجت و امام عصر (عج ) شكل نگیرد، به دنبال حضرتش نخواهیم رفت و د رانتظار ظهورش حركتى نخواهیم داشت كه :

آب كم جو، تشنگى آور به دست       تا بجوشد آبت از بالا و پَست

از این رو مناسب است نگاهى دوباره به مقوله انتظار داشته باشیم . ما در این بازخوانى مرورى خواهیم داشت بر عناوین زیر:

1 - حقیقت انتظار

2 - ضرورت انتظار

3 - ابعاد انتظار

4 - ریشه هاى انتظار

5 - آداب انتظار

6 - آثار انتظار

7 - پایان انتظار

1 - حقیقت انتظار

اگر مفاهیم صحیح واقعى واژه ها درك شود، اشتباهات و سوء تفاهماتى كه در شناخت مذهب و اهداف آن براى عده اى پیش آمده یا مى آید، مرتفع و اهداف واقعى مكتب ، روشن مى شود. از جمله مفاهیمى كه برداشت هاى مختلفى از آن شده ، انتظار ظهور و فرج مهدى موعود (عج ) است . به همین خاطر شایسته است با كمى تاءمل و درنگ ، در این زمینه ، كنكاشى داشته باشیم . انتظار از نظر ریشه ى لغوى ، به معناى درنگ در امور، نگهبانى ، چشم به راه بودن و نوعى امید داشتن به آینده ، تعبیر شده است . آن چه با مراجعه به كتب لغوى معلوم مى شود، این است كه انتظار یك حالت روانى به همراه درنگ و تاءمل است . اما از این معنا مى توان دو نوع برداشت كرد. یكى این كه ، این حالت روانى و چشم به راهى ، انسان را به عزلت و اعتزال و انزوا بكشاند و منتظر، دست روى دست بگذارد، وضعیت فعلى را تحمل كند و به امید آینده ى مطلوب ، فقط انتظار بكشد.

برداشت دیگر، این است كه این چشم به راهى و انتظار باعث حركت ، پویایى و اقدام و عامل عمل و آمادگى وسیع تر گردد. اینك سؤ ال این است كه كدام یك از این دو معنا، مراد و مقصود بزرگان و رهبران دینى است ؟ با مراجعه به متون روایى ، مشاهده مى شود كه معصومین علیهم السّلام خیلى روشن و صریح با ارایه ى تصویرى مناسب از انتظار، روى برداشت اول ، خط بطلان كشیده و براى این كه هرگز آن معنا به ذهن مخاطب خطور نكند، به قسمت مهم و اساسى مفهوم انتظار اشاره كرده اند كه انتظار، عمل است ، آن هم افضل و بزرگ ترین اعمال  یا عبادت است ، آن هم محبوب ترین عبادت و عمل .اساسا این یك قاعده ى عقلى و منطقى است ؛ آن كس كه وضعیت موجود را نمى پذیرد و تحمل نمى كند، در انتظار گشایش است : من انتظر امراً تهیّاء له .

بنابراین ، بعضى كه انتظار را خاموشى و گوشه گیرى و اعتزال و مذهب احتراز معرفى كرده اند و بدین وسیله ، آن را مورد هجوم قرار داده اند، به خطا رفته اند؛ چون حقیقت انتظار را درك نكرده اند و تیرى در تاریكى انداخته اند. كما این كه آن ها كه انتظار را مذهب اعتراض  معرفى كرده اند، آن هم اعتراضى كه از سقیفه و از زبان على علیه السّلام آغاز شد، به بى راهه رفته اند. در برابر این نگاه ، دو پرسش مطرح است . اول این كه ، دامنه ى این اعتراض تا كجاست ؟ تا رفاه ، تا عدالت ، تا عرفان ، تا آزادى ، تا شكوفایى و تكامل و یا.... دوم این كه ، پى آمد این اعتراض ، چیست ؟ چه بارى بر دوش منتظر مى گذارد و این نفى با چه اثباتى همراه مى شود؟ در مورد پرسش اول باید بگوییم كه آرمان هاى دینى از تكامل و شكوفایى استعداد آدمى ، بالاتراست ؛ چون زمانى كه انسان به تكامل هم برسد، باز مساءله این است كه مى خواهد در چه جهتى مصرف شود؟ رشد یا خُسر؟ این دو مساءله ى اساسى بعد از تكامل و شكوفایى است . پیامبر اكرم صلّى اللّه علیه و آله فرموده اند: <الناس معادن كمعادن الذهب و الفضه >مردم معدن هستند مثل معدن طلا و نقره .

استفاده از معادن ، سه مرحله دارد: اول ، كشف ؛ دوم ، استخراج ؛ سوم ، شكل دادن . تا این جا مرحله ى كمال و شكوفایى است ، اما این آهن شكل گرفته كه مثلا به شكل اتومبیل درمى آید، جهت مى خواهد. پس مرحله ى چهارم ، جهت یابى این معدن ، این انسان است . جهت به سوى كیست ؟ به سوى پایین تر از خود و رضایت به زندگى حیوانى و همین حیات دنیوى ؟(130) این تنزل است . انسان با كم ترین مقایسه درمى یابد كه از حیوانات بالاتر است . در نتیجه ، هدفى برتر مى یابد؛ حركت به سوى بالاتر از خودمان .این تحرك است ، رشد است . بالاتر از من كیست ؟ لابد آفریننده ى انسان كه حاكم و خالق هستى است . و امامت ، هدایت گر این حركت و سیر صعودى است كه بعد از مقام رسالت ، به این مهم مى پردازد و اكنون عَلَم این حركت را باید در دستان پرمهر مهدى موعود علیه السّلام جست وجو كرد.

در مورد پرسش دوم هم باید گفت منتظر مهدى ، آماده است و براى سلطان و تسلط مهدى علیه السّلام زمینه سازى مى كند، چنان چه در حدیث آمده است : و یوطئون للمهدى سلطانه .

اهمیت این آمادگى و زمینه سازى را در پیام صادقانه ى امام صادق علیه السّلام مى توان جست وجو كرد كه در آن ، به حداقل آمادگى ، اشاره شده است :

لیُعدّن احدكم لخروج القائم و لو سهما فان اللّه اذا علم ذلك من نیته رجوت لان ینسى فى عمره حتى یدركه و یكون من اعوانه و انصاره

باید هركدام از شما براى خروج قائم ، آمادگى پیدا كند، اگر چه با تهیه كردن یك تیر باشد؛ چون وقتى خداوند ببیند كسى به نیّت یارى مهدى علیه السّلام اسلحه تهیه كرده است ، امید است كه عمر او را دراز كند، تا ظهور او را درك كند و از یاوران مهدى علیه السّلام باشد.

از طرفى مهم ترین لقب پیشواى منتظر، (قائم ) است كه براى احترام هنگام شنیدن آن ، قیام لازم است ، لیكن حكمت اجتماعى این احترام نیز ما را به معناى حقیقى انتظار رهنمون مى سازد و در واقع ، انسان منتظر با این حركت خود مى خواهد نشان دهد كه در حال آمادگى براى قیام و مبارزه و جهاد است . بعضى به اشتباه فكر مى كنند كه همه ى كارها خود به خود و بدون زمینه سازى و آمادگى درست مى شود. در حالى كه هیچ گاه بناى عالم بر این استوار نبوده كه كارها خود به خود درست شود و بدون هیچ رنجى و جهادى ، مشكلات بشریت حل شود. جملات حكیمانه ى امام باقر علیه السّلام در این مورد، جالب توجه است :

...قلت لابى جعفر علیه السّلام : انهم یقولون : ان المهدى لو قام ، لاستقامت له الامور عفوا و لا یهریق محجة دم ، فقال : كلا، و الذى نفسى بیده ، لو استقامت لاحدٍ عفوا لاستقامت لرسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله حین اءدمیت رباعیته و شبّح فى وجهه كلاّ و الذى نفسى بیده حتى نمسح نحن و انتم العرق و العلق . ثم مسح بجبهته .

... به خدمت امام محمد باقر علیه السّلام عرض كردم : مردم مى گویند چون مهدى قیام كند، كارها خود به خود درست مى شود و به اندازه ى یك حجامت ، خون نمى ریزد. فرمود:

هرگز چنین نیست . به خداى جان آفرین سوگند! اگر قرار بود كار براى كسى ، خود به خود درست شود، براى پیامبر صلّى اللّه علیه و آله درست مى شد، هنگامى كه دندانش شكست و صورتش ‍ شكافت . هرگز چنین نیست كه كار خود به خود درست شود. به خداى جان آفرین سوگند! كار درست نخواهد شد تا این كه ما و شما در عرق و خون غرق شویم ). آن گاه به پیشانى خود دست كشید.

اینك با توجه به معناى لغوى و روایات پیرامون انتظار و اقوال و انظار در این زمینه ، مى توان گفت كه انتظار نه احتراز است و گوشه نشینى و نه اعتراض و نفى طاغوت ها. در واقع ، این ها حالت روحى و روانى محض هستند، بلكه انتظار، عمل و اقدام است . پویایى و حركت است . به همین خاطر در لسان روایات ، انتظار بهترین و محبوب ترین عمل معرفى شده است . حقیقت انتظار بسیار بالاتر از این محدوده هاست . انتظار جنبه ى اثباتى دارد؛ یعنى آمادگى و اقدام . منتظر فرزند محبوب و دلدار عزیز، اقدام مى نماید و در خود و در محیط اطراف ، نشان و اثر مى گذارد. منتظر مهدى و قائم آل محمد علیه السّلام چگونه مى تواند آماده نشود و زمینه سازى نكند. در حالى كه به شمشیر زدن در ركاب پیامبر صلّى اللّه علیه و آله بر فرق دشمن تشبیه شده ، اساسا انتظار خشك و خالى ، به عبارت دیگر امید ذهنى به آن كه در جامعه تحقق یابد و آثارش آشكار شود، هیچ گاه بهترین عمل نخواهد بود و این معانى ، حاكى از حضور در صحنه و فعالیت هاى علمى و كار و كوشش و زمینه سازى عینى است نه نیت بدون عمل و امید ذهنى بدون آثار عملى . پس انتظار به معنى آینده نگرى ، دگرگونى است و این دگرگونى به زمینه سازى ، احتیاج دارد.

2 - ضرورت انتظار

عقیده به ظهور مصلح و آمادگى براى یك انقلاب جهانى ، آن قدر حیاتى و لازم بوده است كه پیشوایان دینى انتظار را استراتژى مهم این برهه ى تاریخى دانسته و حكم و دستور به آن در دوران غیبت داده اند. اهمیت و ضرورت دوره ى انتظار را مى توان از زوایاى مختلف بررسى كرد:

الف - توجه به معنا و حقیقت انتظار، دریچه اى است براى رسیدن به این مهم . همان طورى كه قبلا به طور كامل بحث شد، انتظار یك دوره ى آماده سازى و زمینه سازى است و هر انقلاب و حركتى كه این دوره را پشت سر نگذاشته باشد ابتر و ناقص و بى ثمر خواهد بود. ما كسانى را مى بینیم كه به پا ایستاده اند و راه افتاده اند، ولى دوره انتظارى نداشته اند. گویا چیزى نمى خواسته اند و تنها بر اساس جوّ محیط و جریان حاكم به رفتن وادار شده بودند. این ها بدون انتظار و بدون آماده باش در گام هاى اول گرفتار شده اند و به خودخورى و فرار از خویشتن رسیده اند و آخر سر در زیر فشار ابهام ها و اشكال ها، در مرحله فكر و اعتقاد، در مرحله ى ظرفیت و تحمل ، در مرحله ى طرح ریزى و در مرحله ى عمل ، از كمبود امكانات گرفته تا نیازهاى اقتصادى و نیازهاى تخصصى و علمى و حتى آمادگى بدنى و توانایى جسمى ، در زیربار این فشارها و ابهام ها، به انزوا و فرار از كار و جدایى از عمل روى آورده اند. طبیعى است آن ها كه عمل زده بودند، بعدها با نفرت ، عرفان زده ، فلسفه زده و علم زده و كلاس زده هم بشوند و به دنبال پناه گاهى بگردند. كه باز هم طبیعى است كه به پناهى نرسند و سرگردان بمانند.

این خاصیت انتظار است كه تو را وادار مى كند تا كمبودها را حدس ‍ بزنى و براى تاءمینش بكوشى و این خاصیت انتظار است كه تو را به آمادگى و حضورى مى رساند كه ما نعم ها را بشناسى و براى رفع شان ، برنامه بریزى . آن جا كه آدم مى بیند آدم هایى استخوان دار پس از سال ها تحصیل چگونه سر در گم هستند و نمى دانند چه كنند و خسته و رنجور و آزرده و سر در لاك شده اند با پرسش رو به رو مى شود علت انزوا و خستگى این ها همان نداشتن دوره ى انتظار است . این ها ندیده آمده اند و طبیعى است كه با دیدن مشكلات ، متحیر و سرگردان شوند یا این كه تجدید نظر دوباره داشته باشند و از اساس ، كارشان را درست كنند و بنیادى پیش بیایند.

ب - از طرفى ، ضرورت و اهمیت دوره انتظار را مى توان از لابه لاى صفحات تاریخ نیز به دست آورد.

پس از رحلت رسول اكرم صلّى اللّه علیه و آله و شهادت امیرالمؤ منین علیه السّلام و سیدالشهدا علیه السّلام تابه امروز، ریشه تمام حركت ها و نهضت هاى شیعى علیه باطل و استثمارگران ، همین فلسفه ى اجتماعى انتظار و عقیده به ادامه ى مبارزه تا پیروزى حق بوده است . این امر چنان مورد توجه بزرگان دین قرار گرفته تا آن جا كه یكى از معیارهاى پذیرش اعمال معرفى شده است . از مهم ترین رازهاى نهفته ى بقاى تشیع همین روح انتظارى است كه كالبد هر شیعه را آكنده ساخته و پیوسته او را به تلاش و كوشش و جنبش وامى دارد و مانع از نومیدى و بى تابى و افسردگى و درماندگى او مى گردد. این تاءثیر آن قدر ملموس و كارساز بوده كه اسلام پژوهان غربى  نیز از آن گفت وگو كرده اند.

(هانرى كربن )؛ اسلام شناس شهیر فرانسوى مى گوید:

...مفهوم غیبت ، اصل و حقیقت غیبت هرگز در چارچوب درخواست هاى دنیاى امروز در معرض تفكر عمیق قرار نگرفته است ... معناى این امر به عقیده ى این جانب ، چشمه اى بى نهایت و ابدى از معانى و حقایق است ... معنویت اسلام تنها با تشیّع ، امكان حیات و دوام و تقویت دارد و این معنا در برابر هرگونه تحول و تغییرى كه جوامع اسلامى دستخوش آن باشند، استقامت خواهد كرد. امام زمان ، مفهوم اعلائى است كه مكمل مفهوم غیبت است ، ولى كاملا به شخصیت امام غایب ، مرتبط است . این جانب ، مفهوم امام غایب را با روح غربى خودم به گونه اى نو و بكر، احساس و درك مى كنم و چنین به تفكر و دلم الهام مى شود كه رابطه ى حقیقى آن را با حیات معنوى بشر، وابسته مى دانم .

(جیمز دار مستر)؛ شرق شناس معروف فرانسوى در این باره مى گوید:

در حلّه كه نزدیك بغداد است همه روزه پس از نماز عصر، صد نفر سوار با شمشیر برهنه مى رفتند و از حاكم شهر، اسبى با زین و برگ مى ستاندند و... فریاد مى زدند كه : تو را به خدا، اى صاحب الزمان ! تو را به خدا بیرون بیا.

وى در جایى مى گوید:

قومى را كه با چنین احساسات پرورش یافته است ، مى توان كشتار كرد، اما مطیع نمى توان ساخت 

ج - در اهمیت دوران انتظار همین بس كه دشمنان ، آن را مانع تسلط خود بر مسلمانان برشمرده اند: (میشل فوكو، كلر بریر، در بحث مبارزه با تفكر مهدى باورى : ابتدا امام حسین علیه السّلام و بعد امام زمان (عج ) را مطرح مى كنند و دو نكته را عامل پایدارى شیعه معرفى مى كنند. نگاه سرخ و نگاه سبز در كنفرانس (تل آویو) هم افرادى مثل برنارد لوییس ، مایكل ام جى . جنشر، برونبرگ و مارتین كرامر بر این بحث خیلى تكیه مى كنند. آن ها در تحلیل انقلاب اسلامى ، به (نگاه سرخ ) شیعیان ، یعنى عاشورا و (نگاه سبز) شان یعنى انتظار مى رسند. جمله ى مشهورى دارند كه (این ها به اسم امام حسین قیام مى كنند و به اسم امام زمان (عج )، قیام شان را حفظ مى كنند.) دشمن به اهمیت مدیریت شیعه آن هم زمانى كه رهبر آن غایب و از نظرها پنهان است ، پى برده اند و به همین منظور اقداماتى در این رابطه انجام داده اند و سناریوهاى متعددى را جهت تضعیف و نابودى این اندیشه ى مقدس طراحى كرده و متناوبا به اجرا گذارده اند.

از آن جمله ، دخالت مستقیم و حمایت از پروسه ى (شخصیت پردازى و مهدى تراشى )، تخریب پایه ى فكرى (مهدى باورى ) از طریق ژست هاى علمى و به ظاهر شرق شناسى ، پرورش و حمایت از سرسپرده هاى داخلى مانند احمد كسروى ، شریعت سنگلجى ، سلمان رشدى و اخیرا احمد الكاتب ، انتشار تبلیغات مسموم رسانه اى ، امپراتورى اهریمنى رسانه هاى استكبارى و بمباران تبلیغاتى توپ خانه هاى صوتى و تصویرى ژورنالیستى نظام سلطه ، یكى از قوى ترین ابزارهاى كودتاى فكرى و شست وشوى مغزى توده هاست .

در واپسین دهه هاى قرن بیستم ، هجومى از این نوع را علیه ایده ى (ظهور مهدى موعود) شاهد بودیم . در سال 1982 میلادى ، سریالى با نام (نوستر آداموس ) به مدت سه ماه متوالى از شبكه ى تلویزیونى آمریكا پخش شد. این فیلم سرگذشت ستاره شناس و پزشك فرانسوى به نام (میشل نوستر آداموس ) بود كه نزدیك به 500 سال قبل مى زیسته است . این سریال ، پیشگویى هاى وى را درباره ى آینده ى جهان به تصویر كشیده بود كه مهم ترین آن ها پیش گویى وى درباره ى ظهور نواده ى پیامبر اسلام در مكه مكرمه و متحد ساختن مسلمانان و پیروزى بر اروپاییان و ویران كردن شهرهاى بزرگ سرزمین جدید (آمریكا) بود.

هدف از این مانور تبلیغاتى ، به تصویر كشیدن چهره اى خشن ، بى رحم ، ویران گر و گرفتار جنون قدرت از مهدى موعود و تحریك و بسیج عواطف ملل غربى علیه اسلام و منجى موعود آن و در كوتاه مدت ، بستر سازى روانى بود.

3 - ابعاد انتظار

آن كس كه در انتظار است ، آماده مى شود تا نقطه ضعف هاى خودش ‍ را پر كند و مانع ها را بشناسد و نقطه ى ضعف هایش را بیابد و در نقطه ضعف هاى دشمن خانه بگیرد و از آن سنگر بسازد. حال این پرسش مطرح است كه آمادگى و زمینه سازى در كجا؟ و به چه صورتى ؟براى توضیح این مطلب باید گفت آمادگى و تهیّا، قلمرو و ابعادى دارد كه انسان منتظر باید در همه ى آن ابعاد، آماده و سرپا باشد:

الف - آمادگى فكرى

ب - آمادگى روحى

ج - طرح و برنامه ریزى

د - آمادگى در عمل

الف - آمادگى فكرى

سقف هاى سنگین و رسالت هاى بزرگ ، پایه هاى محكم مى خواهند، پایه هایى كه در شعور و احساس قرار گرفته باشند. به همین خاطر رسول مكرم صلّى اللّه علیه و آله مى فرماید:

لكل شى دعامة و دعامة هذا الدین الفقه و الفقیه الواحد اشدُّ على الشیطان من الف عابد.

براى هر چیز، اساس و پایه اى وجود دارد. اساس و پایه ى این دین [اسلام ]، فهم عمیق است و یك فقیه در برابر شیطان ، از هزار مسلمان عبادت گزار [بدون شناخت ] محكم تر و مؤ ثرتر است .

بنابراین ، در دوره انتظار، باید بنیان هاى فكرى عمیقى پیدا كنیم تا در مقابل افكار و مكاتب مختلف از پا نیافتیم . اما چگونه ؟ بعضى ها خیال مى كنند كه براى انتخاب صحیح باید تمام مكاتب را شناخت و آن گاه انتخاب كرد، ولى این بررسى براى انتخاب كافى نیست ؛ زیرا این درست است كه گفته اند باید گفته ها را گوش داد و بهترین را انتخاب كرد ولى ما مى دانیم بهترین كدام است . بهتر را باید با اصلى سنجید، این اصل كدام است . على علیه السّلام مى گوید: كفى بالمرء جهلا ان لایعرف قدره . براى جهالت تو همین بس كه با تمامى اطلاعات و مطالعات عظیم ، اصل و معیار را نداشته باشى و اندازه ى خودت را نشناسى . آن چه یك منتظر باید در زمینه ى فكرى به آن مسلح شده باشد، همین درك از خویش و شناخت قدر خویش است كه معیار انتخاب مكتب ها خواهد بود و انسان را در برابر مكتب هاى گوناگون راهنمایى مى كند. و انتخاب بهترین را ممكن مى سازد. چون بهترین ها در رابطه با شعارى كه ارایه مى دهند، همراه مقایسه اى كه در میان این شعار و قدر وجود من برقرار مى شود، انتخاب مى گردد. با توجه به همین معیار است كه مى توانى كار گروه ها و مكتب هاى گوناگون را نقد بزنى . لازم نیست همه ى مكاتب را مطالعه كرد، بلكه همین قدر از مكاتب را باید دانست كه این ها انسان را در نهایت به كجا خواهند برد. مثلا وقتى شما مى خواهید یك جفت كفش بخرید، تمام كفش هاى یك فروشگاه را آزمایش نمى كنید. اندازه و شماره ى پا، شما را در انتخاب بهترین كمك مى كند. در رابطه با مكتب ها و گزینش آن ها نیز این چنین است . وقتى من اندازه ى واقعى انسانى خودم را كشف كردم و شناختم ، حالا در پى این هستم كه مكاتب مختلف ، چه لباسى را براى این انسان مى سازند. آن وقت مى بینیم كه همه ى مكاتب ، لباس هایى را براى این انسان مى سازند، حتى انگشت پاى این انسان بزرگ را نمى تواند بپوشاند، جز مكتب تشیع كه آرمان ها و اهدافش با اندازه ى وجودى و ارزش واقعى انسان ، هماهنگ است . این راه راه گشاى بن بست هاى حیرت زا است . این شروع در ما جریانى ایجاد مى كند كه مى توانیم از مطالعات و تفكرات دیگران هم بهره برداریم و این جریان فكرى است كه مى تواند در برابر فكرهاى گوناگون مقاوم باشد.

ب - آمادگى روحى

منتظر باید در زمینه ى روحى نیز آمادگى بالایى داشته باشد تا در برابر حوادث و مصیبت ها از كوره در نرود و بتواند بار سنگین رسالت و آگاهى هاى عظیم را به دوش بگیرد. در واقع ، ظرفیت وجودى مرا در كنار گرفتارى ها مقاوم مى سازد و همین است كه مى بینیم وقتى منتظر دعا مى كند، معرفت و شناخت را مى خواهد:

اللهم عرفنى نفسك ..... خدایا! خودت را به من بشناسان .

و ثبات قدم را مى خواهد: ثبتنى على دینك .كم توقعى و صبر را مى خواهد: صبّر نى على ذلك . منتظر باید از آن چنان روحیه اى برخودار شود كه همراه رنج ها و سختى ها، راحتى ها را داشته باشد؛ زیرا كه در زمان غیبت ، مردم مورد سخت ترین امتحانات قرار مى گیرند و زیر و رو مى شوند. چنان چه امام باقر علیه السّلام در پاسخ یكى از یاران كه پرسید: فرج شما چه وقت است ؟ فرمودند:

هیهات ، هیهات لا تكون فرجنا حتى تغربلوا ثم تغربلوا - یقولها ثلاثا - حتى یذهب الكدر و یبقى الصفور.

هیهات فرج ما نرسد تا غربال شوید،باز هم غربال شوید و باز هم غربال شوید تا این كه كدورت ها برود و صافى و صفا بماند.

ایجاد روحیه ، امر مهمى است كه در دوره ى انتظار باید حاصل شود، ولى مهم تر از آن ، راه هاى ایجاد این روحیه است كه چگونه ؟ و با چه روشى ؟ این روحیه در منتظر ایجاد شود. اینك به مواردى اشاره مى كنیم .

1. درك قدر

آدمى كه اندازه ى خودش را شناخته ، دیگر به خاطر كمترها توفان نمى گیرد و از جا نمى كند. ظرفیت و وسعت روحى ما در رابطه با آن چه كه بر ما اثر مى گذارد، مشخص مى شود، زیرا على علیه السّلام مى گوید:

قدر الرجل على قدر همته . اندازه ى آدم به اندازه ى همان چیزى است كه براى او اهمیت دارد.

پس باید به این مرحله برسیم كه ارزش وجودى خودمان از چیزهایى كه براى ما اهمیت دارند، بالاتر است . پس همت هایمان بالاتر مى رود تا آن جا كه حركت مى كنیم و در این حركت با مسایلى رو به رو كه برایش از قبل ، آماده شده بودیم .

این نكته ى رمز گر بدانى ، دانى

هرچیز كه در جستن آنى ، آنى

تا در طلب گوهر كانى ، كانى

تا در هوس لقمه ى نانى ، نانى

2. رفعت ذكر

رفعت ذكر هم مى تواند عامل وسعت صدر باشد و قرآن چه زیبا به این موضوع اشاره دارد: الم نشرح لك صدرك و وضعنا عنك وزرك و رفعنا لك ذكرك . آن جا كه ذكر و یاد تو را، نه اسم و نام تو را (توجه شود، نفرموده : و رفعنا لك اسمك ) بالا بردیم ، در تو وسعتى آوردیم و بارهاى سنگین و كمرشكن را از تو برداشتیم ، تا آن جا كه تو همراه هر رنج ، دو راحتى مى دیدى : فان مع العسر یسرا انّ مع العسر یسرا. تكرار نكره باعث تعدد است و یُسر بدون الف و لام و نكره آمده است . پس همراه هر رنج ، این دو راحتى هست كه تو ورزیده شده اى و با رفعت یا دو ذكر به وسعت سینه ، راه یافته اى .

3. شهادت و دیدن تمام راه

كسى كه تمامى راه را دیده و مانع ها را شناخته است ، این وجود شهید واقف منتظر است و از دیدن حوادث و گرفتارى ها نمى لرزد؛ زیرا از پیش آماده شده و به انتظار نشسته است . آن هایى مى لرزند كه با رؤ یاها و توقع هاى بى حساب ، راه افتاده اند و خیال مى كنند تا به راه افتادى ، تمام دشمن ها برایت نقل و نبات مى آورند.

4. اطاعت و تقوا

كسى كه حدود را مى شناسد و تكلیفش را مى داند و مى خواهد به این تكلیف عمل كند، این وجود دیگر فشارى ندارد، بلكه در جایگاه امن نشسته است : ان المتقین فى مقام امین . وجودى كه تكلیفش را شناخته و وحى را مى فهمد، دیگر از آن چه پیش مى آید، وحشت ندارد و حتى با آن چه مى شود، كارى ندارد. آن رسول عزیز صلّى اللّه علیه و آله مى فرمود: ما كنت بدعا من الرسل ؛ من از میان رسولان بدعتى نیستم و تازه اى نیاورده ام . و ما ادرى مایفعل بى و لا بكم ؛ و حتى نمى دانم كه براى من و شما، چه پیش مى آید: ان اتبع الا ما یوحى الىّ. من فقط بر روى مرز و به دنبال وحى حركت مى كنم ؛ زیرا همین اطاعت و تقوا و عمل به وظیفه است كه امن مى آورد و از بن بست بیرون مى كشد: و من یتق اللّه یجعل له مخرجا.

5. ارتباط و پیوند با خدا:

رزق انسان در خواندن كتاب ها و مطالعات ، منحصر نیست . دقت و مطالعه در آفاق و طبیعت و در انفس و وجود انسان هم مى تواند آیه ها ونشانه هایى را به دنبال بیاورد و مایه هاى فكرى و روحى انسان را تقویت كند. از این گذشته ، آن ها كه روز را با خلق خدا به سر مى برند، باید در شب به یاد خدا باشند و از قرب او رزق بگیرند، تا بتوانند بار برخوردهاى سنگین و درگیرى هاى مستمر روزشان را به دوش بگیرند. به همین دلیل ، رسول باید پیش از قیامش در شب ، قیام كند و قرآن را آرام آرام بخواند و با ترتیل در وجودش بنشاند؛ چون مى خواهد قول ثقیل و رسالت سنگینى را بر دوش ‍ بگیرد. این پیوند شب و ارتباط با خدا، با دعا، قرائت یا قیام ، تاءمین كننده ى رزق روزانه ى مؤ من منتظر است كه سوخت و ساز و درگیرى و برخوردهاى شكننده دارد.

ج - طرح و برنامه ریزى

منتظر باید طرح و نقشه داشته باشد و با توجه به طرح و نقشه ى سازندگى ، خود دنبال مصالح و لوازمى باشد كه قبلا طرح و برنامه ى آن را كشیده است . نكاتى كه در طرح و برنامه ریزى باید مدنظر داشت ، عبارتند از:

1. هدف مندى

طرح بر اساس هدف و هدف بر اساس درك از قدر و ارزش ، شكل مى گیرد. با در دست داشتن هدف ، كلید طرح به دست مى آید.

2. ارزش مندى هدف

انسانى كه خودش را میوه ى هستى مى بیند و آدمى كه در او همت هاى بلند شكل مى گیرد و مسؤ ولیت هاى بزرگ پذیرفته مى شود، نمى تواند فقر و جهل و فسق و شرك و كفر را تحمل كند. او در خود و در اجتماع ، در پى این ارزش هاى بالاتر مى گردد و براى این ارزش هاى مقدس مجبور است كه طرحى بریزد.

3. تجزیه ى هدف

بهترین كار براى رسیدن به هدف و برداشتن موانع ، تجزیه و تقسیم كردن آن هاست ؛ یعنى باید نیازها، مسایل ، مراحل و موانع را شناسایى كرد. هم چنین باید به جاى نشستن و حسرت خوردن ، حركت كرد تا راه رسیدن به هریك از مقدمات و مراحل را بشناسیم و براى درگیرى با مانع ها آماده شویم . هنگامى كه هدف هاى بزرگ تجزیه مى شوند، راحت و آسان خواهند شد و هدف هاى كوچك هنگامى كه خرد نشوند، ناممكن و محال جلوه مى كنند.

4. ابتناء بر فقه و آگاهى

اكنون این طرح و تقدیر، انسان منتظر را از پراكنده كارى و دوباره كارى و خراب كارى ، نگهدارى خواهد كرد؛ چون كارهاى پراكنده در طرح ، جان گرفته و به سوى هدف هماهنگ گردیده و از فقه و آگاهى ، بركت گرفته است . این قرآن است كه به خوبى به عواملى اشاره مى كند كه با همراهى آن ها، انسان منتظر در برابر دشمن - هرچند ده برابر باشد - نه تنها مقاوم ، كه غالب و مسلط مى گردد. قرآن به ما مى آموزد كه همراه عناصرى بر دشمن غلبه خواهید یافت . آن گاه توضیح مى دهم چرا؟ باءنهم و قوم لایفقهون ؛ چون آن ها از فقه و بینشى برخوردار نیستند. پس عنصر فقه به همراه عناصر صبر، تجمع و ایمان مى تواند مؤ من منتظر را در برابر دشمن كه ده برابر اوست ، به پیروزى رساند.

د - آمادگى در عمل

در مرحله ى عمل ، به دو عامل دیگر نیاز است . دو عملى كه در روش ‍ تربیتى انبیا در قرآن از آن سخن به میان رفته است : لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الكتاب و المیزان . همه ى انبیا علاوه بر بینات ، همراه با كتاب و میزان بوده اند. در بینش دینى ، افراد نه با عمل كه با بینش شان از یك عمل ، به ارزش مى رسند. در بینش ‍ اسلامى ، همه عهده دار و همه مسؤ ول هستند: كلكم راع و كلكم مسؤ ول عن رعیه . براى انجام چنین مهمى است كه به دو عامل دیگر نیاز هست ؛ كتاب و میزان . یعنى با كتاب ، به ضابطه ها برسد و دستورها را بشناسد و هنگام تزاحم دو دستور، با میزان ها و معیارها، از بن بست بیرون بیاید.

1. كتاب

منظور از كتاب ، همین قرآن ، تورات و انجیل نیست و این پیداست كه همه ى انبیا، صاحب كتاب هایى مثل تورات و انجیل و زبور و قرآن نبوده اند.این كتاب همان ضابطه ها و دستورهایى است كه مكتوب است و فرض است مثل : كتب علیكم الصیام . و كتب علیكم القتال .منتظر مؤ من كه خودش را در دنیاى رابطه ها مى بیند و در میان نظام ، علیتى و علمى مى شناسد، دیگر نمى تواند این گونه اقدام كند،بلكه براى هر رابطه ، به ضابطه و دستور نیاز دارد؛ چون شما نه تنها از عباداللّه و بلاداللّه ، كه حتى از بیابان ها و چهارپایان هم بازخواست مى شوید و مسؤ ول هستید.

2. میزان

به اندازه ى تمامى پدیده ها، تكلیف و حكم هست . این تكالیف خود با هم تعارضى ندارند، ولى مساءله آن جا سبز مى شود كه این ها در یك زمان به سراغ تو بیایند. اگر در یك زمان محدود با تمامى این دستورها، روبه رو شوى ، چه كار مى كنى ؟ آیا همین گونه به یك كار مشغول مى شوى و بقیه را مى گذارى یا این كه غصه و جوش كارهاى مانده را بر دلت بار مى كنى یا این كه در هنگام تزاحم ، دنبال معیار مى گردى و میزان مى خواهى ؟ این میزان ها عبارتند از:

1 - 2 - توجه به عامل ، جهت و اثر عمل

براى فهم حكم و روح حكم ، این توجه لازم است . به همین خاطر، مؤ من منتظر در حكمى كه مى شنود و عملى كه مى خواهد بیاورد، باید به این میزان ها توجه كند كه چه عاملى او را وادار مى كند و چه جهتى او را مى خواند و این عمل سازنده تر است یا عمل دیگر.

2 - 2 - اهمیت ، صعوبت و مخالفت هوس

هنگامى كه به دو كار برخورد مى كنى ، نگاه كن كه خدا كدام یك را بهتر مى پسندد و كدام یك اهمیت بیش ترى دارد. اگر در نظر خدا برابر بودند، ببین كدام بر تو سخت تر است . آن چه سخت تر است ، سازنده تر خواهد بود؛ زیرا: افضل الاعمال احمزها.و آن جا كه در صعوبت و سختى با هم مساوى هستند، معیار مخالفت با هوس در میان است . امام على علیه السّلام در نهج البلاغه آن جا كه خصلت هاى برادرش را مى شمارد، مى گوید: و كان اذا بدهه امران ینظر اءیُّهما اقرب الى الهوى فیخالفه . آن جا كه دو كار ناگهانى و بالبداهة با او روبه رو مى شدند و او را مبهوت مى كردند، او مسلط بود. نگاه مى كرد كه كدام به هوا نزدیك تر است ، پس با آن مخالفت مى كرد و آن را كنار مى زد و این میزان هم حساب شده است ؛ چون كارى كه بر تو فشار بیش ترى مى آورد، به تو قدرت بیش ترى خواهد داد و تو را به معراج بالاترى خواهد رساند.

3 - 2 - اصول عملیه (برائت ، استصحاب ، احتیاط، تخییر)

مؤ من هیچ گاه بن بستى ندارد؛ چون اگر در مقام عمل دچار شك شود، مساءله اى نیست كه اصول عملیه در این گونه موارد راه گشاست و این از بزرگ ترین نعمت هایى است كه در نظام اصول اسلامى به ما ارزانى شده و از آن غافلیم چون جایگاه آن را نمى دانیم و فقط در احكام از آن استفاده مى كنیم . از كتاب و میزان كه بگذریم در مرحله ى عمل باید به آفات عمل نیز توجه شود؛ چون مؤ من منتظر، ممكن است در مرحله ى عمل با آفت هایى مواجه شود و تمام آن چه را كه به دست آورده هم چون شیطان یك جا از دست بدهد. منتظر در مرحله ى آمادگى عملى براى این كه از آفات عمل مصون بماند، باید به نكات زیر نیز توجه داشته باشد:

1. مبناى عملش جوّ و روح جمعى و چشم و هم چشمى نباشد، بلكه شهادت و دیدار آتش و بهشت كه باشد. مؤ من شغل من الجنة و النار امامه . مى بیند هر كلمه ى او و هر حركت او یا به آتش و یا به بهشت راه دارد؛ با این شناخت مشغول مى شود و از آفت توقع مزد و سپاس از دیگران رها مى شود و تا حد ایثار حركت مى كند و تازه خود را بدهكار هم مى داند.

2. منتظر باید عمل را جدا از حجم و مقدارش با توانایى خود بسنجد، نه با دارایى ها؛ زیرا: لیس للانسان الا ما سعى . با شناخت خصلت هاى عمل یعنى سعى از زیاد شمردن كارهاى خوب و كم دیدن كارهاى شر رهایى مى یابیم ؛ زیرا خیرى كه زیادش ‍ مى بینى ، عقیم مى ماند و شرّى كه اندكش مى شمارى ، مى زاید. باید به عكس رفتار كرد تا خیرها زیاد شوند و شرها عقیم بمانند.

3. منتظر باید عملش در زمان و مكان مناسب انجام گیرد، چون درست است كه توّابین خون هاى خود را در راه امام حسین علیه السّلام دادند اما اگر این خون ها در روز تاسوعا به حسین مى رسید شاید عاشورایى پیش نمى آمد؛ زیرا: سارعوا الى مغفرة من ربكم .

4. منتظر باید از افراط و تفریط برحذر ماند و از سنت جدا نشود؛ زیرا: لا نیة الا باصابة السنة .

5. منتظر باید جهت و هدف عملش را مشخص كند؛ زیرا: من ابدى صفحته للحق هلك . كسى كه رودرروى حق حركت كند، هلاك مى شود.

6. و در نهایت منتظر باید به ظاهر عمل مغرور نشود كه ارزش عمل متناسب با نیت هاست ؛ زیرا: حاسبوها قبل اءن تحاسبوا گفته اند، نه حاسبوا اعمالكم ؛ یعنى نیت هاى خود را محاسبه كنید.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
jeanettgebhart.hatenablog.com
جمعه 9 تیر 1396 02:49
Incredible points. Great arguments. Keep up the good spirit.
Roland
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 09:22
Attractive section of content. I just stumbled upon your weblog and
in accession capital to assert that I get actually enjoyed account your
blog posts. Anyway I'll be subscribing to your feeds
and even I achievement you access consistently quickly.
محمدامین نجفی فینی
سه شنبه 11 مرداد 1390 18:19
سلام عموجان خوبی خبری ازت نیست
براوبلاگ علی هم پیام گذاشتم بخونش
شماهم بایدوبلاگت روهرروزآبدیت کنی
یه سری هم بهwww.aminangelina.mihanblog.com
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo