تبلیغات
خورشید مکه - امکان دیدار و نفی نیابت

امکان دیدار و نفی نیابت

نویسنده : مقنی زاده
تاریخ:سه شنبه 16 فروردین 1390-22:51

در عصر حضور و ظهور ائمه‌ی اطهار‌(علیهم السلام) دیدار امام به طور اجمال برای همگان میسر بوده، ولی در دوران امامت حضرت هادی (علیه السلام) و حضرت عسکری (علیه السلام) اقداماتی برای آماده‌سازی شیعه و تغییر این نوع ارتباط به گونه‌های دیگر صورت گرفت تا که این پرده‌پوشی بر علاقه‌مندانشان سخت و ناگوار نیاید.

بعد از آن و در دوران غیبت صغرای ولی عصر (علیه السلام) مردم از طریق نایبان با آن حضرت ارتباط برقرار می‌کرده‌اند. اما در دوران غیبت کبرای آن یگانه، دو مسئله‌ی اساسی مطرح می‌شود: 1) نیابت؛ 2) زیارت. آن‌چه بر اساس روایات، در دوران غیبت کبرا، به طور کلی نفی می‌شود، داعیه‌ی نیابت و سفارت خاص از جانب آن حضرت است، اما امکان زیارت آن حضرت در این دوران، از طرق متعدد قابل اثبات است.

ب) نفی نیابت

تکذیب و ردّ مدعیان نیابت خاص حضرت ولی عصر عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف در عصر غیبت کبرا از تکالیف و وظایف مؤمنان است. شیعه‌ی امامیه معتقد است که با وفات آخرین نایب خاص آن حضرت در دوران غیبت صغرا، شیخ علی بن محمد سمری رضوان‌الله‌تعالی‌علیه، وکالت و نیابت خاص از جانب امام زمان (علیه السلام) خاتمه یافته است. در توقیعی شریف که آخرین نایب خاص امام از ساحت مقدس ولی عصر عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف دریافت داشت، این گونه آمده‌ است:

«بسم الله الرحمن الرحیم. یا علی بن محمد سمری اعظم اللهُ أجرَ إخوانك فیك فإنّك میّت ما بینك و بین ستّةِ أیّامٍ فاجمَع أمرك و لاتوصِ إلی أحدٍ یقومُ مقامك بعد وفاتك، فقد وقَعَت الغیبة الثّانیة [التامة] فلاظهورً الّا بعد اذن الله عزّوجل و ذلك بعد طول الأمد و قسوة القلوب و امتلاء الأرض جورا و سیإتی شیعتی من یدَّعی المشاهدة ألا فمنِ ادّعی المشاهدةَ قبل خروج السفیانی و الصیحةِ فهو كاذب (کذّاب) مفتر و لاحولَ و لاقوة الا بالله العلی العظیم.»؛1 «به نام خداوند بخشنده‌ی مهربان. ای علی بن محمد سمری! خداوند پاداش برادرانت را درباه‌ی تو بزرگ فرماید. تو در فاصله‌ی شش روز می‌میری. کارهای خود را انجام بده و به هیچ کس وصیت نکن که پس از تو جانشینت باشد چون غیبت دوم (تامّه) واقع شده است و ظهوری نیست، مگر پس از اذن خداوند و آن پس از مدتی است طولانی که دل‌ها قسی و زمین از ستم پر شود و به زودی عده‌ای از شیعیان من خواهند آمد. کسانی که مشاهده و دیدن مرا ادّعا کنند. آگاه باشید هر کس قبل از خروج سفیانی و صیحه‌ی آسمانی ادّعا کند که مرا دیده است، او دروغ‌گوی افترا زننده است و نیست توان و نیرویی مگر از ناحیه‌ی خداوند بزرگ.»

آن‌چه بی‌ابهام، از این روایت شریف به دست می‌آید، این است که دیگر در دوران غیبت کبرای امام مهدی عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف، نیابت و سفارت خاصی که در دوران غیبت صغرا وجود داشت، هرگز ممکن و میسر نخواهد گشت. با این بیان، حضرت ولی عصر عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف راه را بر مدعیان نیابت و سفارت خویش به طور کلی بسته‌اند تا دیگر کسی نتواند مدعی شود که واسطه‌ی بین حضرت و مردم است و یا هر گاه بخواهد می‌تواند با امام ارتباط برقرار کند و دستورات آن حضرت را به مردم ابلاغ نماید!

ج) امکان زیارت

با توجه به فراوانی و تعدد افرادی که در دوران غیبت صغرا و کبرای امام عصر (علیه السلام) آن حضرت را زیارت کرده‌اند، شکی نیست که دیدار امام زمان (علیه السلام) امری شدنی و ممکن است. در این‌باره سه دلیل عمده بر اثبات امکان دیدار یعنی دلیل عقلی، نقلی و دلیل عینی بیان می‌گردد:

1- دلیل عقلی

برای بیان این استدلال پرداختن به سه مقدمه‌ی زیر لازم به نظر می‌رسد:

الف) نیاز جامعه به امام و حضور ایشان، همچنان باقی است و با وقوع غیبت نیاز مردم به امام از بین نمی‌رود و اگر دسترسی مردم به امام معصوم (علیه السلام) مقدور نیست به خاطر مصالحی می‌باشد که موجب پدیده‌ی غیبت گردیده است.

ب) در بحث غیبت اشاره شد که منظور از غیبت امام، خفای عنوان و شخصیت امام (علیه السلام) است. یعنی حضرت در زمان غیبت در میان مردم به طور طبیعی رفت و آمد دارند و هر ساله در مراسم حج شرکت می‌نمایند، و مردم ایشان را می‌بینند ولی نمی‌شناسند2و این حالت تا زمانی که خداوند فرمان ظهور و قیام امام را صادر نکرده، ادامه دارد.

ج) غیبت کبری از سال 329 ه. ق آغاز گردیده و تا زمانی که خداوند بخواهد ادامه پیدا می‌کند، حضرت در طول غیبت کبری در همین عالم، در کره‌ی زمین، به صورت طبیعی زندگی می‌کنند.

در نتیجه‌ی مقدمات ذکر شده، دیدن و رؤیت کسی که دارای زندگی طبیعی است و مثل سایر مردم، مسکن، خوراک، پوشاک و رفت و آمد دارد، هیچ‌گونه منع عقلی ندارد زیرا کسی که به طور طبیعی در میان مردم به صورت ناشناس به سر می‌برد از نظر عقل قابل دیدن است و مخفی بودن و ندیدن ایشان بر خلاف انتظار و خلاف قانون طبیعی است و علت ناشناس بودن ایشان به خاطر مصالحی است که در بحث حکمت و فلسفه‌ی غیبت به آن اشاره شد.

باید توجّه داشت که حکمت و فلسفه‌ی غیبت مبتنی بر مصالح کلی و عامه است. این مصالح کلی که مربوط به همه‌ی بشریت‌اند باعث شده‌اند تا حضرت ولی عصر (علیه السلام) از دیدگان عموم مردم مخفی باشند. بدیهی است که چنین چیزی منافاتی با رؤیت آنی و مقطعی بعضی افراد، در موارد نادر، بنا به مصالح خاص ندارد. چرا که فلسفه‌ی غیبت، امکان دسترسی و رؤیت عمومی امام (علیه السلام) و نیز امکان رؤیت افراد خاص به طور دایم و مداوم را نفی می‌کند.

2- دلیل نقلی (روایات)

روایاتی که دلالت بر دیدار حضرت در عصر غیبت دارد، چند دسته روایت است که عبارتند از:

الف) روایاتی که بیانگر رفت و آمد حضرت (علیه السلام) در میان مردم و ناشناس بودن امام (علیه السلام) می‌باشد:

امام صادق (علیه السلام) می‌فرمایند:

«فَما تَنکِرُ هَذِهِ الأمَّةِ أن یَفعَلَ بِحُجَّتِهِ ما فَعَلَ بِیوسُفِ وَ إن یَکونُ صاحِبُکُم المَظلومُ المَجهورُ حَقُّهُ صاحِبَ هذا الأمرِ یَتَرَدَّدُ بَینَهُم وَ یَمشی فی أسواقِهِم و یَطَأُ فُروشَهُم و لایَعرِفونَهُ حَتّی بإذنِ الله أن یَعرِفَهُم نَفَرٌ»؛3 «چه شده است که این امت غیبت صاحب الامر را انکار می‌کنند؟ چرا نمی‌اندیشند بر این‌که خداوند آن کاری را که با یوسف (علیه السلام) کرد در مسأله‌ی غیبت با حجتش نیز انجام می‌دهد و صاحب امر شما در حالی‌که مورد ظلم قرار گرفته و حقش انکار شده است در میان مردم رفت و آمد می‌کند و در بازارشان حرکت می‌نماید و در خانه‌های آنان فرود می‌آید در حالی‌که مردم او را نمی‌شناسد مگر این‌که به اذن الهی خودش خود را بـرای افراد محدودی معرفی کند.»

ب) روایاتی که به طور صحیح کلمه‌ی «یرَونَهُ» را به کار برده است و دلالتش بر دیدن حضرت از سوی مردم واضح و روشن می‌باشد. از جمله روایت زیر که ابو بصیر از امام صادق (علیه السلام) روایت می‌کند، حضرت در مقام بیان سنت‌های جاری بر پیامبران و انبیای الهی در مورد حضرت مهدی (علیه السلام)، بعد از ذکر سنت موسی بن عمران (علیه السلام) فرمود:

«... وَ أمّا سُنَّتَهُ مِن یوسفَ فالسِّتر، یَجعَلُ اللهُ بَینَهُ وَ بَینَ الخَلقِ حِجاباً یَرَونَهُ وَ لایَعرِفونَهُ»؛4 «امّا سنت یوسف (علیه السلام) در مورد حضرت مهدی (علیه السلام) پنهان بودن او از دیدگان و ناشناس بودن او است که مردم او را می‌بینند ولی نمی‌شناسند.»

ج) روایاتی که بر عده‌ی خاصی دلالت دارد که از محل زندگی حضرت آگاه‌اند. بعضی از آن‌ها بر خواص شیعه و بعضی دیگر بر خدمتگذار و متولی امور حضرت دلالت دارند:

مفضل بن عمرو از امام صادق (علیه السلام) نقل می‌کند که ایشان فرمودند:

«إنَّ لِصاحِبِ هَذا الأمرِ غَیبَتَین أحَدُهُما طَویلٌ حتّی یَقولُ بَعضُهُم ماتَ وَ بَعضُهُم یَقولُ قُتِلَ وَ بَعضُهُم یَقولُ ذَهَبَ فَلا یَبقِی عَلی أمرِهِ مِن أصحابِهِ إلاّ نَفَرٌ یَسیرٌ لایَطَّلِعُ عَلی مَوضِعِه أحَدٌ مِن وَلیّ وَ لا غَیرَهُ إلاّ المَولی الّذی یَلی أمرَهَ»؛5 «برای صاحب این امر دو غیبت است که یکی از آن دو طولانی است به قدری که بعضی می‌گویند او مرده است و بعضی دیگر می‌پندارند که او کشته شده است و بعضی خیال می‌کنند که او رفته است و اثری از او باقی نیست! در آن زمان در زمره‌ی یاران وی افراد با وفا بسیار اندک می‌مانند. از دوستان و غیر دوستان کسی از محل او آگاهی ندارد مگر افراد ویژه‌ای که عهده‌دار کار حضرت می‌باشند.»

با توجّه به روایاتی که در این چند دسته ذکر گردید روشن است که موضوع دیدار با امام زمان (علیه السلام) در زمان غیبت مورد تأیید می‌باشد. به روایات فوق می‌توان اقوال بعضی از بزرگان شیعه را نیز افزود.

سید مرتضی در جواب کسی که پرسش نمود: اگر امام غایب باشد به طوری که دست هیچ کس به او نرسد، پس فرق بین وجود و عدمش چیست؟ می‌گوید: «ما نمی‌توانیم قاطعانه بگوییم دست هیچ کس به او نمی‌رسد و هیچ بشری او را نمی‌بیند»6 و در پاسخ دیگری می‌گویند: «خوف امام (علیه السلام) از دشمنان و ستمگران است که از مخالفین پرهیز می‌کند اما نسبت به اولیا و شیعیان این مانع وجود ندارد.»7

شیخ طوسی نیز در این رابطه می‌گوید: «ما نمی‌توانیم قاطعانه بگوییم که ایشان از همه‌ی دوستانش مخفی است.»8

بنابراین اثبات می‌‌شود که در زمان غیبت کبری عدّه‌ای از خواص خدمت ایشان می‌رسند و دیگران نیز حضرت را می‌بینند ولی نمی‌شناسند.

3- دلیل عینی

بخش سوّم از دلایل امکان دیدار، وقوع خارجی دیدار می‌باشد که مهم‌ترین و محکم‌ترین دلیل به شمار می‌رود زیرا بهترین و روشن‌ترین دلیل بر امکان یک چیز وقوع آن چیز در خارج و تحقق عینی آن است که هیچ‌گونه ابهام و تردیدی را بر نمی‌تابد. این دلیل را نیز در دو دسته بندی می‌توان بیان کرد:

الف) نقل تشرّفات

تشرّف عدّه‌ی بی‌شماری به محضر حضرت ولی عصر (علیه السلام) در طول دوران غیبت به صورت‌های مختلف، دلیل قاطع و محسوس بر اثبات ملاقات می‌باشد. دلایل صحت تشرفات و حکایات نقل شده از مشاهده‌ی حضرت (علیه السلام) بسیار است که به بعضی از آن‌ها اشاره می‌کنیم:

1- تعداد حکایات نقل شده، مبنی بر دیدار حضرت (علیه السلام) در بیداری، از نظر کثرت «متواتر» است. لذا از بررسی اعتبار سند، بی‌نیاز می‌باشد چون بر اساس قواعد علم رجال، در تواتر، سند لحاظ نمی‌گردد.

2- بسیاری از ناقلین و تشرف یافتگان جزء فقها و شخصیت‌های علمی و مذهبی شیعه می‌باشند مانند علامه بحر العلوم، مقدس اردبیلی، آیت الله مرعشی نجفی، محمّدعلی فشندی تهرانی و ... که بر صحت تشرف ایشان اتّفاق نظر است. در حدیثی از امام حسن عسکری (علیه السلام) آمده است:

«فَإِنَّه لاعُذرَ لِأَحَدٍ فی التَّشکِیکِ فِیمَا یُؤَدِیهِ عَنَّا ثِقَاتِنَا»؛9 «جای هیج عذری برای شیعیان و پیروان ما باقی نیست در شک و تردید کردن به آن‌چه که افراد راست‌گو و قابل اعتماد, از ما نقل می‌کنند.»

ب) دعاها و اذکار صادر شده از ناحیه‌ی حضرت

وجود آثار و برخی از ادعیه و اذکار منسوب به حضرت مهدی (علیه السلام) در عصر غیبت کبری، دلیل دیگری برامکان دیدار می‌باشد. زیرا این آثار و ادعیه از راه تشرف و ملاقات با حضرت قابل انتقال بوده و ناقلین آن نیز مشخّص و شناخته شده می‌باشند.

در برخی موارد نیز دعاهای خاصی از حضرت نقل شده است نظیر آن‌چه که «سید بن طاووس» از زبان مطهّر حضرت هنگام سحرگاهان در سرداب سامرا نقل نموده است10 و نیز ذکر مخصوص ایشان در حال رکوع11 و هم‌چنین دستورالعمل چگونگی استخاره12، و دعاهای مأثور از ناحیه‌ی حضرت و ... .13

بنابراین، وقوع دیدار، هم از جهت دلایل محکم روایی و هم از جهت تحقق خارجی و مصداق‌یابی، پشتوانه‌ی محکم و قاطعی دارد.

پی نوشت ها:

1. شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج 2، ص 526 .

2. کلینی، اصول کافی، باب فی الغیبة، ح 4 .

3. کلینی، اصول کافی، کتاب الحجة، باب فی الغیبة، ح 4 .

4. شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج 2، ص 29 .

5. شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة ، ج 1، ص 336 .

6. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 53، ص 319 .

7. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 53، ص 323 .

8. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 53، ص 323 .

9 . علامه مجلسی، بحار الانوار, ج 5, ص 318 .

10. مسعود پورسید آقایی، میر مهر، ص 101 .

11. مسعود پورسید آقایی، میر مهر، تشرف آیت الله مرعشی نجفی .

12. مسعود پورسید آقایی، میر مهر، تشرف آیت الله مرعشی نجفی .

13. صافی گلپایگانی، منتخب الأثر، ص 655 .




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
What is the Ilizarov method?
سه شنبه 28 شهریور 1396 05:48
Thanks for the auspicious writeup. It if truth be told used to be a enjoyment account it.

Look complicated to far brought agreeable from you!
However, how could we communicate?
Foot Problems
سه شنبه 17 مرداد 1396 19:23
I am not sure where you are getting your information, but great topic.
I needs to spend some time learning much more or understanding
more. Thanks for great information I was looking for this information for my
mission.
Can you get taller with yoga?
سه شنبه 17 مرداد 1396 17:13
Hurrah, that's what I was searching for, what a material!
existing here at this web site, thanks admin of this
web site.
Regina
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 02:02
Having read this I believed it was rather enlightening.

I appreciate you spending some time and energy to
put this short article together. I once again find myself personally spending a significant amount of time
both reading and leaving comments. But so what, it was still worthwhile!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo