تبلیغات
خورشید مکه - عصر آخرالزمان

عصر آخرالزمان

نویسنده : مقنی زاده
تاریخ:شنبه 11 اردیبهشت 1389-23:59

ظهور موعود الهى و منجى بشر متضمن دو عنصر اساسى و به هم پیوسته است: زمان دوران این تحول در رویداد جهانى (آخرالزمان) و وجود شخص منجى و متكفل این امر عظیم (امام مهدى، علیهالسلام).

«آخرالزمان» اصطلاحى است در فرهنگ ادیان بزرگ دنیا، به معناى آخرین دوران حیات بشر و قبل از برپایى قیامت. در فرهنگ اسلامى، آخرالزمان هم دوران نبوت پیامبر اكرم، صلىاللهعلیهوآله، تا وقوع قیامت را شامل مىشود و هم دوران غیبت و ظهور مهدى موعود، علیهالسلام، را. در دوران معاصر، عدهاى از مفسران و متفكران مسلمان از قبیل: مرحوم علامه طباطبایى، استاد شهید مرتضى مطهرى، سید قطب، محمد رشیدرضا، شهید سید محمدباقر صدر و... با اتكا به آیاتى از قرآن كریم (اعراف: 138، انبیاء: 105، صافات: 171 و 172) استخلاف انسان در زمین، فرمانروا شدن نیكوكاران زمین (وراثت صالحان) و پیروزى حق بر باطل را بهرغم جولان دائمى باطل به عنوان سرنوشت آینده بشر مطرح كردهاند و آیات و روایات مربوط به تحولات آخرالزمان را بیانگر نوعى فلسفه تاریخ مىدانند و به اعتقاد ایشان، عصر آخرالزمان عبارت است از دوران شكوفایى تكامل اجتماعى و طبیعى نوع انسان، چنین آیندهاى امرى است محتوم كه مسلمانان باید انتظار آن را داشته باشند و نباید منفعل و دلسرد به «حوادث واقعه» بنگرند، بلكه با حالتى پر نشاط و خواهان صلاح جامعه انسانى و آگاه از تحقق اهداف تاریخى انتظار، باید سرشار از امید، آمادگى و كوشش در خور این انتظار مقدس باشند. در چارچوب این برداشت، آخرالزمان قطعه معینى از تاریخ نوع انسان است كه او باید در آن حركت تكاملى تدریجى خود را تا تحقق وعده الهى ادامه دهد.

در حالیكه در كتب علماى متقدم همچون «كمالالدین» شیخ صدوق و «كتابالغیبه» شیخ طوسى، رحمةاللهعلیه، چنین تفسیرى از تاریخ نبوده و تحولات آخرالزمان امرى است غیر عادى كه در آخرین بخش از زندگى نوع انسان واقع مىگردد و به تحولات قبلى جامعه انسانى مربوط نمىشود.

در نظر متاخران بینا بودن در مورد «نشانههاى زمان» و ارزیابى رخدادها، در پرتو پیشگوییهاى آخرالزمانى كه در جامعه جریان دارد، ضرورى است . كما اینكه بسیارى از اندیشمندان بر این باورند كه جامعه انسانى اینك در آخرین مرحله غفلت از «ذات» و در اوج تحمل «جوهر مادى» و «كمیت منطوى در كثرت» قرار دارد، و معتقدند هر چه بشر پیشتر مىرود; درك جمعى او از خیر و عدل مطلق مفهوم تر و شفافتر مىگردد.

شناخت «آخرالزمان» یا فرجام شناسى (Eschatologie) در ادیان یهود، مسیحیت و زرتشتى نیز حائز اهمیت است.

با عنایتبه آنچه بیان شد، «آخرالزمان» پایان همه چیز نیست، بلكه ترمیم جهان است. گویى جهان ناگهان تعادل خود را باز مىیابد و به حالت اولیه باز مىگردد. همه آشفتگیهاى ممكن اوجش در آخرالزمان است فقط در صورتى آشفتگى مطلق است كه فى نفسه و با دیدى افتراقى ملاحظه شود. ولى چنانچه این بى نظمیها در قبال نظم كل كه سرانجام همگى به آن باز مىگردند، قرار گیرد جنبه منفى خود را از دست مىدهد و جزو عوامل مقوم و به یك معنى فانى در مرحله ظهور مىشود.

به تعبیر «رنه گنون» در كتاب «آخرالزمان یا عصر سیطره كمیت» دوران دجال نهایت ظلم و شر است، ولى امر شر و منحوس ناپایدار و موقت است - هر چند كه نمىتوانست جز آنچه واقعا هست چیز دیگرى باشد - و فقط جنبه خیر و سعادت كه پایایى و قطعیت دارد و به سامان مىرسد، به قسمى كه محال استسرانجام غالب نشود.

نگاهى به دردها و آلام بشر اندیشمند امروز و غربت او در زوال فطرت پاك آدمى چنین مىنمایاند كه در میان همه خواستههاى ضد و نقیضش، امروز یكى هست كه همه در آن مشتركند. همه اقوام و ملل و رژیمهاى سیاسى یكصدا خواهان «آزادى»اند. آزادى برابر با حضور ضرورت حقیقت در وجود آدمى. «آزادى»اى كه جوهر انسان مختار است و امكان عروج او را فراهم مىآورد. آزادى رهایى بخش

و مقوم اندیشه و حكمت. رهایى انسانى كه مىخواهد خودش باشد، رها از گناه و رها از شرارت. آزادى اصیل و واقعى كه نهفته در اطاعتحق است. از این رو دستیابى به سعادت به معناى دستیابى به رحمت و عدالتى استكه خداوندآن را مقرركردهاست.

زندگى در جهانى متعالى است كه در آن آدمى به كمال حقیقى و واقعىاش برسد، و از اندوه و اضطراب پنهان ( aneiety) كه مىداند نمىتواند امنیتحقیقى را با سازمان دادن به زندگى شخصى و اجتماعى به دست آورد. وقایع و مقدراتى وجود دارند كه آدمى نمىتواند آنها را در زیر قدرت خود بگیرد. نمىتواند كارهاى خود را دوام بخشد، زندگىاش زودگذر است و فرجام آن مرگ. هیچگونه امنیت متاثر از اراده بشر وجود ندارد و دقیقا همین نگرانى اصیل است كه باعث مىشود انسانها با تمام وجود در آرزوى امنیتباشند.

چرا امروز كه فن آورى و توانایى بشر نسبتبه قرون گذشته و دهههاى قبل پیشرفت چشمگیر و غیر قابل مقایسهاى نموده است و مباحثى همچون دموكراسى، قانون، حقوق بشر، جامعه مدنى و... بمراتب بیش از گذشته با ابتناى به تحلیلها و فلسفههاى گوناگون مطرح مىشود، با این همه در غرب پیشرفته و فرهیخته سخن از هبوط آدمى، ظهور نیست انگارى و بلایا و مصائب جهانى، سر در گمى بى پایان آدمى در ساختار و دستور زبان و واژههاى كلامى، مجهول انگارى جهان، پیچیدگى روزافزون شناخت هستى و دور از دسترس شدن تدریجى آن، افزایش مستمر تراژدى بشرى، حاكمیت روز افزون عقلانیت ابزارى، از دست رفتن آخرین رمق حیات معنوى جهان و تبدیل شدن انسان به تودهها (Mass) ، عصر غیبتساحت قدس و فرا رسیدن زمانه شب عالم و... مىشود؟

آیا در نظم كنونى ارباب و رعیتى مدرن! شوریدگى اندیشه بشرى و تلاطم بى وقفه روان او، در بازار پر ازدحام مكاتب فلسفى، روانشناسى، مردم شناسى، جامعه شناسى و... و افزایش سهمگین میل به قدرت و استیلاى بر دیگران و تعارضات و مناقشات بى معنا و... و نهایتا سرخوردگى از همه چیز، رو به فزونى نیست؟

شاید تصور شود كه مقصود از ظهور حضرت مهدى، علیهالسلام، پایان همه این آلام در طرفة العین و به یك نگاه و اشاره ایشان است. این البته از توان ایشان به دور نیست; اما شاید تحقق امر صورت دیگرى نیز داشته باشد. اگر گفته مىشود كه بسیارى از ابواب علم تا كنون گشوده نشده و به دست امام موعود باز خواهد شد; گشایش این ابواب چه منظرى را پیش روى آدمى مىنهد؟ گسترش «ظهور ولایت» در سراسر جهان و استقرار یكپارچه و فراگیر آن چه آثار و بركاتى دارد؟

چه تغییر و تحولى در افكار و اندیشهها و كنشها و واكنشهاى فردى و اجتماعى انسان عصر ظهور پیش خواهد آمد؟

آیا در روزگار «ظهور ولایت» نمىتوانیم شاهد درمان اساسى روان آدمى و اعطاى «آزادى»، «امنیت» و «آرامش» واقعى باشیم؟

آیا نمىتوان تصور نمود كه مغز شیرین «ایمان» و كنه عفن «گناه» برملا مىگردد و هم او، مفاهیم متعالى «زیبایى»، «زندگى» و حتى «اسلام» را نه در قالب الفاظى چند، بلكه با غوطهورى در عمق و ذات آنها تبیین مىكند و شهد «حیات طیبه» را در كام تشنه انسانها فرو مىچكاند و عصر روشنایى را آغاز كرده، سر در گمى او را پایان بخشیده و آغازگر عصر ظهور ساحت قدس و تعالى انسان متكى به ایمان - و نه بى اختیار در امواج تودهها و مسیطر بر عقلانیت ابزارى و نه محكوم آن - خواهد بود؟

درباره حضرت مهدى، علیهالسلام، كتابهاى فراوانى در میان مسلمانان نگاشته شده كه در برگیرنده موضوعات ذیلاند:

آیات و احادیث مربوط به ابعاد مختلف زندگى حضرت، اثبات وجود آن حضرت، بشارات ادیان، ولادت، غیبت، طول عمر، نواب اربعه، راه یافتگان به حضور ایشان، توقیعات مباركه، ضرورت شناخت ایشان، فلسفه مهدویت، ملاحم و فتن، علائم ظهور، وظایف منتظران، اصحاب و یاران، عصر ظهور، رجعت، ادعیه و نحوه توسل به آن حضرت، اشعار درباره امام عصر

و... اما تردیدى نیست كه بیشترین و دقیقترین سهم به مؤلفان شیعى اختصاص دارد كه با اتكا به معارف اهل بیت، علیهمالسلام، جزئیات بیشترى را درباره این موعود عظیم و دوران ایشان ارایه مىنماید.

و اما اینك كه در مرحله تحولات وسیع و پیچیدهاى در سراسر جهان در پرتو نهضتى مبتنى بر انتظار شیعى قرار داریم، سنجش وضعیت و موقعیت، ضرورتهاى دیگرى را نیز ایجاب مىكند. زیرا به تشریح نظرى، جامعه شناسى و فلسفى موضوع نیازمندیم، هم به صیرورت اعتقاد به مهدویت در میان ادیان الهى و تذكر بر تحریف و غفلتى كه صورت گرفته است و به تعبیر قرآنى، «یعرفونه كما یعرفون ابنائهم»

، و هم تبیین ضرورت شناخت و بیان مشخصات دقیق امام، علیهالسلام، و برنامههاى ایشان و بویژه ارایه تركیبى از انتظار ظهور با سرنوشتبشر زمان غیبت در فرایند عملكرد اجتماعى امروز. باید توجه داشت در این جایگاه بسیار مهم و حساس، باید از راه تركیب دادهها به نحو صحیح و خردورزانه و با پیراستن آن از خرافات و اوهام و قشرىگرى، همراه رویكردى عمیق به اصل مظلوم «ولایت» و بویژه درك درست از «غیبت ولى خدا» و اثرات آن در زندگى فردى و اجتماعى، مجموعهاى را فراهم آورد كه ضمن عرضه مناسب معارف قرآنى و تعالیم و سنت اهل بیت، علیهمالسلام، ظرافتها و نحوه حفظ ایمان در دوره آخرالزمان و غیبت را نیز مشهود سازد.

كتاب «امام مهدى، علیهالسلام، از ولادت تا ظهور» با هدف معرفى این وجود عالیقدر به خامه استوار دانشمند فقید و محقق بزرگوار، مرحوم سید محمدكاظم قزوینى در 24 فصل به شیوهاى تحقیقى و پر احساس به عربى نگاشته شده و توسط مترجم محترم آقاى دكتر «حسین فریدونى» به فارسى برگردانده شده است.

كتاب مزبور كه از تبویب مناسبى برخوردار است مطالب ارزندهاى درباره نام و نسبتحضرت مهدى، علیهالسلام، بشارت به وجود مقدس ایشان، تولد و نهان زیستى كوتاه مدت و نایبان چهارگانه و دیداركنندگان ایشان در آن ایام، یبتبلندمدت و دیدار كنندگان حضرتش در این ایام، طول عمر و علائم ظهور آن وجود مقدس، متمهدیان، نحوه ظهور و استیلاى ایشان بر قدرتهاى روزگار ظهور، جامعه عصر ظهور، زمامدارى و پایان عمر مباركشان را به خوانندگان ارایه مىنماید.

كتاب با استفاده از تجربیات كتب قبلى، از منابع ارزنده و دست اولى برخوردار است و به همت ناشر محترم و ذوق و سلیقه وافر ایشان به نحو آراسته و پاكیزهاى حروف نگارى و صفحه آرایى شده و با فهرستهاىمتعدد تكمیل گردیدهاست.

از جمله خصوصیات كتاب و روش مؤلف چنین است كه تقریبا اكثر احادیث و اخبار مربوط به حضرت مهدى، علیهالسلام، را آورده و سپس آنها را تحلیل و بعضا تاویل و تفسیر مىكند. اما كمتر حدیثى را از حیث رجال سند مورد بررسى قرار مىدهد. هر چند كه اتكا بر اخبار، روش اصلى مؤلف محترم است اما نكته در خور توجه آن كه در همین چارچوب نیز سعى بر ارایه منطقى روایت و یا تاویل عقلانى آن مىنماید. در بخش «زندگى جامعه در عصر ظهور» مباحثى مطرح شده است

كه بعضا از پشتوانه روایى و استدلالى محكم و روشنى برخوردار نیست و بیشتر نظر مؤلف محترم در قالب اما باید توجه داشت علاوه بر آنكه اعتبار و سندیتبرخى از این روایات قابل تامل است، به تعبیر برخى بزرگان، بسیارى از ‹رسث/››ح .تسا هدش نایب ،ملاسلاهیلع ،نامز ماما روهظ میلاع هنیمز رد تایاور ىخرب رب اكتا اب ىدنچ بلاطم روهظ ىاههناشن لصف رد ح<>ح )8( شرایط و یا علایم ظهور قطعى نیست و بدایى و تغییر یافتنى است. زیرا چه بسا، مردم با توجه به این شرایط خود را در زمان امكان ظهور احساس نكنند در حالیكه توجه مستمر به امام، علیهالسلام، و درخواست ظهور ایشان به هیچ وجه نباید محدود به شرایط و اوضاع خاص باشد. این امرى است كه تنها به اراده خداى یكتا بستگى دارد و لذا باید تحقق آن را از مشیت الهى بى آنكه مانعى در كار باشد، درخواست نمود. از مهمترین مباحث درباره امام عصر، علیهالسلام، بعد از شناخت آن حضرت، آشنایى با تعهدات و وظایفى است كه در قبال ایشان داریم. این تعهد و عمل به آن در عنوان «انتظار» خلاصه مىشود و درك و تحلیل عمیق آن، بویژه شناخت دوران غیبت - كه خود ابتلایى بزرگ براى بشر بوده است - براى هر مؤمنى ضرورت دارد. اما به نظر مىرسد كه موضوع اساسى و مهم «انتظار». بیان وظایف مسلمانان در عصر غیبت از جمله مباحث ناگفته این كتاب است. بر این نكته باید فقدان بحث مهم «ضرورت شناخت مهدى، علیهالسلام» در اوایل كتاب و موضوع «توقیعات مباركه امام» را نیز بیفزاییم.

به هر حال، در مجموع كتاب از روح و طراوت ویژهاى برخوردار است كه قطعا برخاسته از شیفتگى مؤلف و مترجم محترم به ساحت مقدس امام عصر، علیهالسلام، است. بدین سبب مطالعه كتاب مزبور براى طالبان معرفت امام غایب، قطعا مفید و سودمند است همانند اثر دیگر مرحوم سید محمدكاظم قزوینى درباره زندگى حضرت فاطمه زهرا، سلاماللهعلیها، و شهادت آن بزرگوار به ترجمه همین مترجم محترم قرین معنویت و عرض ارادت به ساحت قدس صمتخواهد بود.

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
How long will it take for my Achilles tendon to heal?
شنبه 18 شهریور 1396 11:48
Good article. I will be going through some of these issues
as well..
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo