تبلیغات
خورشید مکه - مفهوم رجعت

مفهوم رجعت

نویسنده : مقنی زاده
تاریخ:دوشنبه 6 اردیبهشت 1389-00:31

رجعت در لغت به معناى «بازگشت» بكار مى رود و در اصطلاح به بازگشت گروهى از مردگان به این جهان هم زمان با قیام جهانى حضرت مهدى ـ ارواحنا فداه ـ گفته مى شود، و طبعاً بازگشت این گروه قبل از فرا رسیدن رستاخیز خواهد بود. روى این اصل گاهى از رجعت در شمار رویدادهاى قبل از قیامت یاد مى شود و گاهى در زمره حوادث مربوط به ظهور مهدى منتظر مذكور مى گردد.

ولى باید دانست كه مسأله رجعت از دیدگاه شیعه رویدادى است مستقل از دو موضوع یاد شده (قیامت و ظهور حضرت مهدى(علیه السلام))، اگر چه بین هر سه موضوع پیوند زمانى برقرار است.

اما برخى نویسندگان مسلمان در عین اینكه برخى از آیات قرآن و روایات از بازگشت گروهى از انسانها به دنیا پیش از برپائى رستاخیز گزارش مى دهند، در گذشته و حال در كتاب هاى خود به نقد اصل رجعت پرداخته، شبهاتى پیرامون آن وارد كرده اند .

البته عالمان بزرگ هرگز اینگونه اعتراضات را بدون پاسخ نگذارده، پرچم مقدس دفاع از آرمانهاى اصیل اعتقادى را بر دوش كشیده اند.

امكان رجعت (از دیدگاه برهان)

قبل از بیان ادلّه رجعت بیان مى كنیم كه اصلا چنین امرى ممكن است یا خیر؟

باید دانست كه مسأله رجعت به جهان مادى با مسأله حیات مجدّد در روز رستاخیز كاملا مشابهت دارد. با این تفاوت كه رجعت محدودتر بوده و قبل از قیامت به وقوع مى پیوندد; امّا در قیامت همه انسانها برانگیخته شده زندگى ابدى خود را آغاز مى كنند.

بنا بر این كسانى كه امكان حیات مجدّد را در روز رستاخیز پذیرفته اند، باید رجعت را كه زندگى دوباره در این جهان است ممكن بدانند: و از آنجا كه روى سخن ما با مسلمانان است و مسلمانان اعتقاد به معاد را از اصول شریعت خود مى دانند، به ناچار باید امكان رجعت را نیز بپذیرند.

معاد از نظر یك فرد مسلمان معاد جسمانى است، حال اگر چنین بازگشتى در آن مقطع زمانى (قیامت) مقرون به اشكال و مانع نباشد، طبعاً قبل از قیامت نیز اشكالى نخواهد داشت.

قرآن و رجعت

قرآن كریم در دهها آیه بر مسأله رجعت به طور مستقیم یا غیر مستقیم صحّه مى گذارد كه این آیات را مى توان به چند گروه تقسیم كرد: (لازم به ذكر است كه در این مقاله مختصر فقط به بیان آدرس آیات اكتفا مى كنیم ; علاقمندان مى توانند به تفاسیر مخصوصاً تفاسیر روایى مثل برهان، نورالثقلین و... یا كتاب شیعه و رجعت تألیف آیت الله طبسى نجفى ـ رحمه الله ـ مراجعه نمایند)

گروه 1: آیات مربوط به امكان رجعت

از آیاتى كه ممكن بودن رجعت را بیان مى كنند مى توان به دو آیه اشاره نمود:

الف: آیه 260 سوره بقره كه در آن به امكان زنده شدن حیوانات و وقوع آن در دنیا توسط حضرت ابراهیم(علیه السلام)تصریح مى نماید.

ب: آیه 8 سوره طارق كه قدرت خداوند را بر زنده كردن مردگان بیان مى فرماید.

گروه 2: آیات مربوط به وقوع رجعت

برخى از آیات نمونه هایى از زنده شدن مردگان را در دنیا و در میان امتهاى گذشته را براى رفع تفكر بعید شمردن آن از ذهن مردم، بیان مى دارد:

1 ـ آیه 55 و 56 سوره بقره (زنده شدن گروهى از بنى اسرائیل كه توسط صاعقه مرده بودند)

2 ـ آیه 72 و 73 سوره بقره (زنده شدن مقتول بنى اسرائیل به واسطه گاو بنى اسرائیل)

3 ـ آیه 243 سوره بقره (زنده شدن هزاران نفر از بنى اسرائیل)

4 ـ آیه 259 سوره بقره (زنده شدن عزیر پیامبر)

5 ـ آیه 49 سوره آل عمران و آیه 110 سوره مائده (زنده شدن مردگان توسط حضرت عیسى(علیه السلام))

گروه 3: آیاتى كه به رجعت تفسیر شده اند

برخى آیات به ضمیمه روایات متعدد به رجعت تأویل و تفسیر شده و برخى از این روایات، داستان زنده شدن برخى مردگان در گذشته و برخى در صدر اسلام ثابت مى كنند مانند ذوالقرنین، اسماعیل صادق الوعد و...

در این قسمت فقط به بیان آدرس آیات از گروه سوم اشاره مى شود:

(2) سوره بقره: آیه 3

(3) سوره آل عمران: 82، 82 / 157، 158 / 185

(5) سوره مائده: 20

(7) سوره اعراف: 96 / 157

(9) سوره توبه: 33 / 111

(10) سوره یونس: 39 / 50 / 51

(14) سوره ابراهیم: 5

(16) سوره نحل: 22 / 38

(17) سوره اسراء: 8 ـ 4 / 72

(18) سوره كهف: 83 / 22 / 37

(19) سوره مریم: 54

(20) سوره طه: 124

(21) سوره انبیاء: 95 / 105

(22) سوره حج: 41

(23) سوره مؤمنون: 77 / 93، 94

(24) سوره نور: 55

(15) سوره حجر: 36

(26) سوره شعراء: 4

(27) سوره نمل: 82 / 83

(28) سوره قصص: 6 و 5 / 85

(32) سوره سجده: 21 / 27

(36) سوره یس: 13 / 14

(38) سوره ص: 43 ـ 41

(40) سوره مؤمن: 11 / 46 / 51 / 77

(43) سوره زخرف: 28

(44) سوره دخان: 10

(45) سوره جاثیه: 14

(46) سوره احقاف: 15

(48) سوره فتح: 28

(50) سوره ق: 41، 42

(51) سوره ذاریات: 13 و 14 / 22 و 23 / 60

(52) سوره طور: 47

(53) سوره نجم: 53

(60) سوره ممتحنه: 13

(61) سوره صف: 9

(68) سوره قلم: 16

(70) سوره معارج: 4 و 5

(72) سوره جن: 24 تا 27

(74) سوره مدثر: 1 و 2 / 35 و 36

(78) سوره نباء: 18 / 40

(79) سوره نازعات: 6 تا 14

(80) سوره عبس: 17 تا 23

(91) سوره شمس: 14 و 15

(92) سوره لیل: 1 و 2

(93) سوره ضحى: 4

(102) سوره تكاثر: 3 و 4

در پایان این قسمت فقط اشاره اى بسیار كوتاه و مختصر به دو آیه از آیات بخش سوّم مى نماییم:

الف: آیه 83 سوره نمل

در این آیه كه مى فرماید: «و آن روز كه از میان هر امت گروهى را كه آیات ما را تكذیب می كنند، محشور مى كنیم...» به روشنى گواه بر عدم حشر همه انسانها دارد.

آیه مورد بحث به یكى از حوادث پیش از رستاخیز اشاره دارد (نه قیامت)، زیرا:

اولا) در روز قیامت همه انسانها برانگیخته خواهند شد بنابر این آیه مذكور را نمى توان بر قیامت منطبق دانست.

ثانیاً) در آیه قبل (82) یكى از شرایط قبل از قیامت یعنى خروج «دابة الارض» به مردم معرفى شده و طبعاً حادثه حشر گروهى معین از میان مردم مربوط به همان زمان است نه قیامت.

ثالثاً) در چند آیه بعد یعنى آیه (87) همین سوره سخن از دمیدن در صور به میان آمده كه پیش از قیامت است.

پس این سه قرینه نشان مى دهد كه برانگیخته شدن و زنده شدن گروهى از انسانهاى تكذیب كننده آیات الهى قبل از قیامت است و با كمك روایات متوجه مى شویم كه این همان رجعت اصطلاحى است.

ب: آیه 11 سوره مؤمن

كه در بیان سخن گناهكاران مى فرماید: «مى گویند: پروردگارا! دو بار ما را میراندى و دو بار ما را زنده كردى اینك به گناهانمان اعتراف كردیم...»

با استفاده از روایات متعدد فهمیده مى شود كه یكى از دو زنده شدن در رجعت و دیگرى در رستاخیز و یكى از دو مردن در دنیا و دیگرى در رجعت است.

احادیث و رجعت

بى تردید احادیث و روایات متعدد تصریح به اصل رجعت و جزئیات آن مى نماید كه روایات فراوانى در ذیل آیات قرآن و تفسیر آنها وارد شده كه نمونه هاى آن گروه سوم از آیات بود كه ذكر آن گذشت.

در اینجا فقط به چند حدیث كوتاه ـ كه در بخش گروه سوم آیات نیامده است ـ اشاره مختصرى مى كنیم:

الف) مأمون خلیفه عباسى از حضرت رضا(علیه السلام) پرسید: یا ابا الحسن در مورد رجعت چه مى فرمایید؟

امام(علیه السلام) فرمود: رجعت درست است و در میان امت هاى پیشین هم بوده است و قرآن از آن سخن گفته است و پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: در این امت همه آنچه در امتهاى گذشته رخ داده است بى كم و كاست همانگونه رخ خواهد داد. (لازم به ذكر است كه در ذیل آیه 11 سوره انشقاق احادیث مشابه حدیث مذكور از پیامبر بصورت تفسیر وارد شده بطورى كه در كتب معتبر اهل سنت مانند صحاح هم نقل شده است).

ب) امام صادق(علیه السلام) فرمودند: هر كس بازگشت دوباره ما را به دنیا باور نكند، از ما نیست.

ج) از امام صادق(علیه السلام) نقل شده كه هر كس به هفت موضوع اقرار كند، مؤمن است كه یكى از آنها «رجعت» است در اینجا مناسب است بصورت فهرست گونه دعاها و زیارت هایى كه در آنها به نوعى بحث رجعت مطرح گردیده اشاره شود كه براى تحقیق بیشتر، علاقمندان باید به منابع مراجعه فرمایند:

1 ـ دعاى سوم شعبان بسم الله الرحمن الرحیم اللهم انى اسالك بحقّ... اقبال ص 689

(آنجا كه مى فرماید:... همان كه در ان رجعت به نصرت الهى یارى مى شود... و در بازگشتش كامیابى با اوست و جانشینان از فرزندان او كه پس از قائمشان و غیبت او باز مى گردند تا خونهاى به نا حق ریخته شده را خونخواهى مى كنند...)

2 ـ دعاى افتتاح اللهم انى افتتح الثناء همان کتاب، ص 58

3 ـ دعاى شبهاى ماه رمضان اللهم بك و منك اطلب... همان کتاب، ص 24 و 39

4 ـ دعاى دیگر در ماه رمضان اللهم برحمتك فى الصالحین... همان کتاب، ص 61

5 ـ توفیق یارى دین خدا اللهم انى اسألك... همان کتاب، ص 61

6 ـ دعاى بیست و سوم هر ماه اللهم كن لولیك... همان کتاب، ص 85

7 ـ درود بر پیامبر(صلى الله علیه وآله) انّ الله و ملائكته... همان کتاب، ص 97

8 ـ دعاى شب دوم ماه رمضان اللهم ارزقنى همان کتاب، ص 118

9 ـ دعاى روز سیزدهم ماه رمضان اللهم انّى ادینك... همان کتاب، ص 144

10 ـ دعاى سیزدهم صحیفه اللهم انّ الظّلة... همان کتاب، ص 146

11 ـ دعاى پنجم صحیفه و ان تجعل وفاتى... همان کتاب، ص 431

12 ـ دعاى روز هیجدهم اللهم انا نشهد... 165

13 ـ دعاى روز نوزدهم اللهم انك اعلمت... همان کتاب، ص 170

14 ـ دعاى روز نوزدهم رمضان اللهم انى اسألك... همان کتاب، ص 189

15 ـ دعاى روز بیستم اللهم انى اسألك... همان کتاب، ص 192

16 ـ دعایى از صحیفه اللهم انى اسألك... همان کتاب، ص 193

17 ـ دعاى بعد از نماز عید فطر اللهم انى اسألك... همان کتاب، ص 293

18 ـ دعاى روز عرفه اللهم صل على محمد و آل محمد همان کتاب، ص 353

19 ـ دعایى از بحارالانوار اللهم صل على محمد و آل محمد بحار ج 20 ص 293

20 ـ دعاى عید غدیر اللهم انى اسألك... اقبال ص 349

21 ـ دعا در عاشورا اللهم ارحم... اقبال ص 569

22 ـ دعاى بعد از زیارت در سرداب ... فان توفّیتنى... بحار ج 22 ص 240

رجعت در زیارات ائمه

1 ـ زیارت رسول خدا از راه دور (ج22 بحار ص 25)

(آنجا كه عرض مى كنیم:... من از آنانى هستم كه به برترى شما اعتقاد داشته و به رجعت شما اقرار مى نماید، من قدرت خدا را انكار نمى كنم...)

2 ـ زیارت رسول خدا(صلى الله علیه وآله) در مدینه (همان ص 27)

3 ـ زیارت امیرمؤمنان(علیه السلام) (همان ص 48)

4 ـ زیارت وداع امیرالمؤمنین(علیه السلام) (همان ص 53)

5 ـ زیارت سوم حضرت (همان ص 63)

6 ـ زیارت چهارم حضرت (همان 69)

7 ـ زیارت پنجم حضرت (همان 70)

8 ـ زیارت ششم حضرت (همان 73)

(آنجا كه عرض مى كنیم: درود بر تو اى كسى كه داراى بازگشت و رجعتى... من به آمدن تو یقین دارم به بازگشت شما مؤمنم و منتظر فرمان تو و چشم براه دولت تو هستم.)

9 ـ زیارت هفتم حضرت (همان ص 74)

10 ـ زیارت حضرت در شب مبعث (همان ص 84)

11 ـ زیارت مسلم بن عقیل (همان ص 98)

12 ـ آداب تربت امام حسین(علیه السلام) (همان ص 145)

13 ـ زیارت مطلقه امام حسین(علیه السلام) (همان ص 150)

14 ـ زیارت دیگر (همان ص 153)

15 ـ زیارت دیگر (همان ص 156)

16 ـ زیارت دیگر (همان ص 160)

17 ـ زیارت دیگر (همان ص 160)

18 ـ زیارت دیگر (همان ص 162)

19 ـ زیارت شهدا (همان ص 163)

20 ـ زیارت وارث (همان ص 167)

21 ـ زیارت مطلقه امام حسین(علیه السلام) (همان ص 170)

22 ـ دعاى بعد از نماز زیارت (همان ص 172)

23 ـ زیارت حضرت اباالفضل(علیه السلام) (همان ص 173)

24 ـ زیارت مطلقه امام حسین(علیه السلام) (همان ص 175)

25 ـ زیارت مطلقه دیگر (همان ص 177)

26 ـ زیارت وداع آن حضرت (همان ص 178)

27 ـ زیارت مطلقه دیگر (همان ص 181)

28 ـ زیارت حضرت اباالفضل(علیه السلام) (همان ص 185)

29 ـ زیارت وداع امام حسین(علیه السلام) (همان ص 186)

30 ـ زیارت عاشورا (همان ص 189)

31 ـ دعاى بعد از نماز زیارت (همان ص 193)

32 ـ زیارت دیگر (همان ص 194)

33 ـ نقل دیگر (همان ص 195)

34 ـ زیارت عیدین (همان ص 209)

35 ـ زیارت ادریسیّه (همان ص 200)

36 ـ زیارت اربعین (همان ص 202)

37 ـ زیارت امام رضا(علیه السلام) (همان ص 227)

38 ـ زیارت امام عسكریین(علیه السلام) (همان ص 232)

39 ـ دعاى بعد از زیارت (همان ص 233)

40 ـ زیارت امام حسن عسكرى(علیه السلام) (همان ص 233)

41 ـ زیارت دیگر براى عسكریین(علیه السلام) كتاب جامع عباسى شیخ بهایى (ره)

42 ـ دعاى بعد از نماز زیارت بحار ج 22 ص 234

43 ـ زیارت دیگر (همان ص 236)

44 ـ زیارت حضرت حجت(علیه السلام) (همان ص 238)

45 ـ زیارت دوم (همان ص 258)

46 ـ زیارت سوم (همان ص 260)

47 ـ زیارت چهارم (همان ص 260)

48 ـ زیارت پنجم (السلام على الحق الجدید...)

49 ـ زیارت ششم (الله اكبر...)

50 ـ زیارت هفتم (اسلام علیك یا حجة الله فى ارضه...)

51 ـ زیارت جامعه معروف (ج 22 بحار ص 269)

52 ـ زیارت جامعه غیر معروف (ج 22 بحار)

53 ـ زیارت جامعه سوم (همان ص 286)

54 ـ زیارت جامعه چهارم (همان ص 291)

55 ـ زیارت جامعه پنجم (اقبال، مصباح)

56 ـ زیارت جامعه ششم (ج 22 بحار ص 296)

57 ـ زیارت جامعه هفتم (ج 22 بحار ص 296)

رجعت كنندگان كیانند؟

با دقت در احادیث اهل بیت معلوم مى شوداز یك طرف از علماء و شهداء و صلحا و ائمه اطهار(علیهم السلام) و حتى بعضى از انبیاء (خوبان در درجه بالا) و از طرف دیگر عده اى از افراد كافر (در حد بالاى كفر) رجعت خواهند نمود.

رجعت انبیاء

از روایات بدست مى آید كه از میان پیامبران، پیامبر گرامى اسلام و هفتاد پیامبر كه از آن جمله حضرت اسماعیل فرزند حزقیل پیغمبر است رجعت مى كند.

حضرت امام حسین(علیه السلام) در میان یاران خود كه با او بودند مى آید و هفتاد پیامبر نیز به ترتیبى كه مبعوث شدند به همراه حضرت موسى بن عمران با او هستند آنگاه حضرت قائم(علیه السلام) خاتم را بهامام حسین(علیه السلام) مى سپارد و اوست كه غسل دادن و كفن كردن و حنوط وى را عهده دار مى گردد و او را در آرامگاه خویش به خاك مى سپارد.(1)

رجعت ائمه(علیهم السلام)

ائمه(علیهم السلام) رجعت خواهند فرمود و یكى بعد از دیگرى زمام حكومت اسلامى را در جهان بر عهده مى گیرند. مؤید این مطلب روایات فراوانى است كه فقط براى نمونه به روایتى از امام سجاد(علیه السلام) در تأویل آیه 85 سوره قصص اشاره مى كنیم كه فرمودند:

یعنى پیامبر با شما و امیرمؤمنان و امامان اهل بیت(علیهم السلام) در عصر ظهور به دنیا باز مى گردند.(2)

اولین امام بعد از امام زمان ـ ارواحنا فداه ـ كه رجعت مى فرماید امام حسین(علیه السلام) مى باشند كه باز هم احادیث فراوانى بر آن دلالت دارد.

رجعت صلحا و شهداء و علماء

امام صادق(علیه السلام) فرمود:

«رجعت براى همه مردم نیست بلكه براى گروههایى خاص است: مؤمنان خالص و كافران خالص.»(3)

امامام معصوم(علیهم السلام) شیعیان خود را به دعا دستور داده اند كه از خدا بخواهند كه آنان را پس از ظهور حضرت مهدى(علیه السلام) به دنیا باز گرداند تا آنان روزگار پر شكوه حكومت او را درك نمایند. (مثل سفارش به دعاى عهد).

رجعت دشمنان حق

طبق حدیثى كه از امام صادق(علیه السلام) گذشت، كافران خالص هم به دنیا باز مى گردند تا گوشه اى از سزاى اعمال ننگین خود را ببینند كه بدین وسیله مؤمنین شكوه اسلام و ذلت و خوارى سران كفررا خواهند دید و احساس عظمت براى اسلام خواهند كرد و دل ایشان شاد خواهد شد.

در دعاى ندبه مى خوانیم، كجاست آن كسى كه انتقام خون انبیاء الهى و خون پاك سیدالشهداء را بگیرد.

در پایان یاد آور مى شویم كه مسأله رجعت و ظهور امام عصر ـ عجل الله تعالى فرجه ـ دو رویداد مستقل از یكدیگرند. البته بر اساس روایات موجود، بین ظهور حضرت مهدى منتظرـ عجل الله تعالى فرجه ـ و وقوع رجعت پیوند زمانى وجود دارد، ولى این پیوند هرگز نشانه اتحاد و یگانگى دو مسأله نمى باشد.

برخى شبهات رجعت

بعضى افراد نا آگاهانه یا مغرضانه به رجعت اشكالاتى وارد كرده اند، البته وقتى با دلایل قطعی، رجعت ثابت شد دیگر جایى براى اشكال نخواهد ماند برخى از شبهات به معاد جسمانى بازگشت دارد كه پاسخ آنها همان پاسخهایى است كه در معاد جسمانى داده مى شود غیر از این دسته فقط به دو اشكال به عنوان نمونه پاسخ داده مى شود:

1) رجعت با تناسخ چه تفاوتى دارد؟

پاسخ: نظریه «تناسخ» بر اساس انكار قیامت پى ریزى شده و پیروان این مكتب، پاداش و كیفر اعمال و رفتار را منحصر به دنیا مى دانند.

چكیده این عقیده آن است كه: «جهان آفرینش پیوسته در گردش است و هر دوره اى تكرار دوره پیشین بوده و این گردش و تكرار پایان ندارد. روح هر انسانى پس از مرگ بار دیگر به دنیا باز مى گردد، و این بازگشت مبتنى بر كردار و رفتار پیشین اوست. اگر در روزگار گذشته به كارهاى نیك و شایسته دست زده، دوران بعد را با شادى و خوشى سپرى مى كند، و اگر مرتكب اعمال ناروا و زشت شده، گرفتار حزن و اندوه مى گردد.»

از این بیان به روشنى مى توان فهمید كه تناسخ هیچگونه سازگارى و مشابهت با رجعت ندارد.

منتقدان به رجعت هرگز منكر قیامت نیستند، بلكه یقین به وقوع این رستاخیز بزرگ همگانى دارند. آنان هیچگاه از تكرار بى نهایت دوره هاى آفرینش گفتگو نمى كنند. و از همه مهمتر آنكه بنا بر عقیده رجعت هرگز روح انسان به جسم شخص دیگر منتقل نمى شود، بلكه روح شخص رجعت كننده به جسم خود او تعلق مى یابد.

قائلان به تناسخ بازگشت انسان را به این جهان به عنوان معاد تلقّى كرده و این بازگشت را درباره همه افراد بشر باور دارند.

در حالى كه معتقدان به رجعت، تنها بازگشت گروهى بس انگشت شمار به این جهان را معتقدند پس از آن بار دیگر به سوى قیامت شتافته دوباره محشور خواهند شد.

2) آیا قرآن، عقیده رجعت را نفى مى كند؟!

مى گویند: قرآن در آیه 95 سوره انبیاء بازگشت كفّار را به جهان نفى مى كند:

«بر اهالى سرزمینى كه نابودشان كردیم، بازگشت نیست.»

از این آیه و مفهوم آن چنین استنباط مى شود كه بازگشت گروه نابود شده ـ كه طبعاً كافرند ـ ممنوع است.

در پاسخ سه نكته را یاد آور مى شویم:

1 ـ در این آیه بازگشت همه كافران ممنوع شمرده نشده، بلكه تنها از گروهى سخن مى گوید كه به عذاب الهى گرفتار و نابود شده اند، بنابر این با این آیه نمى توان بر ممنوع بودن بازگشت همه كافران استدلال نمود.

2 ـ قرآن بازگشتى را كه در آن با اعمال صالح، گذشته را جبران كنند ممنوع اعلام مى كند و ممنوعیّت این رجعت بر ممنوع بودن رجعت به شكل دیگر كه در آن امكان عمل صالح و میدان براى كار نیست، دلالت ندارد، چرا كه در آیه قبل، از مؤمنان نیكوكار سخن به میان آمده كه پاداش اخروى اینان از بین نخواهد رفت و تلاشهایشان در پیشگاه الهى ثبت مى شود.

سپس در آیه بعد از كفّارى یاد مى كند كه در اثر گناه و نافرمانى هلاك شده اند. آنگاه اعلام مى دارد كه بازگشت این گروه به دنیا ممكن نیست. بدیهى است كه مفهوم جمله این است كه كافران و بد كاران در عالم آخرت بهره اى ندارند و به پاداش دست نمى یابند. و نیز نمى توانند براى جبران كارنامه سیاه خود بار دیگر به دنیا باز گردند.

3 ـ آیه یاد شده فقط از كفّار سخن مى گوید، و درباره رجعت دیگر انسانها سكوت كرده است. با توجه به این نكات معلوم مى شود كه استدلال به این آیه بر ممنوعیّت اصل رجعت شگفت آور است. زیرا هدف از رجعت انجام عمل صالح و جبران گذشته كافران و تبهكاران نیست. بلكه آنان بدین جهت به دنیا باز گردانده مى شود كه شكوه و عظمت مؤمنان را ببینند و سر افكنده شده بر گذشته تاریك خود افسوس خورند، یا از مشاهده این شوكت و جلال به خشم آیند.

نظر شیعه درباره رجعت

مكتب تشیّع بر اساس پیروى از قرآن و خاندان رسالت، استوار است. بدیهى است كه در شناخت و دریافت معارف اسلامى باید به این دو گوهر گرانبها چنگ زد.

شیعه این اعتقاد را نه از پیش خود ساخته، بلكه بنیانگزار آئین اسلام در سخنان گهربار خود پیوسته بر آن تأكید ورزیده است كه قطعیت آن احادیث بسیار، بر هیچ مسلمانى قابل انكار نیست.

علامه مجلسى (ره) شمار روایات رجعت را نزدیك به دویست حدیث معرفى كرده و مانند شیخ حر عاملى (ره) معتقد به تواتر آنها شده است.

بسیارى از بزرگان در كتب خود به اجماع شیعه امامیه بر حقانیت رجعت تأكید نموده اند كه از آن جمله اند: شیخ طبرسى در مجمع البیان(4) ابن بابویه قمى در اعتقادات، سید مرتضى علم الهدى و...

پس شیعه با پیروى از قرآن و پیامبر و ائمه معصومین كه ـ بیان كننده اسلام اصیل هستند ـ رجعت را جوهر اعتقاد جدایى ناپذیر و مسلّم و ضرورى خود مى داند و نه تنها آنرا براى خود موجب ضعف نمى داند بلكه باعث افتخار خود قلمداد مى نماید.

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
Can you have an operation to make you taller?
دوشنبه 27 شهریور 1396 10:05
That is a good tip particularly to those fresh to the blogosphere.
Simple but very precise info… Appreciate your sharing this one.
A must read article!
Olen
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 07:27
I just like the valuable info you provide
to your articles. I'll bookmark your blog and take a
look at again here frequently. I am fairly certain I'll be informed plenty of new
stuff right here! Good luck for the following!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo