تبلیغات
خورشید مکه - آسیب‏شناسی دوره آخرالزمان

آسیب‏شناسی دوره آخرالزمان

نویسنده : مقنی زاده
تاریخ:جمعه 30 بهمن 1388-20:55

یكی از نشانه‏هایی كه برای دانشمندان یا نیمه دانشمندان در دوره آخر الزمان وجود دارد و آسیب‏هایی كه در این دوران نمایان می‏شود این است كه كسانی سمت تبلیغ دین را به عهده می‏گیرند كه اینها از نظر سن دوره صباوت و نوجوانی را می‏گذرانند

اشاره : در مباحث گذشته تا حدودی سیمای عمومی مردمی كه در دوره آخر الزمان دچار آسیب‏ها و آفات آن دوران خواهند شد خدمتتان عرض كردیم. در ادامه از جمله كسانی كه در روایت دینی از خصلت‏های آنها خدمتتان عرض می‏شود دانشمندان دینی آسیب زده در دوره ارتداد هستند و از طرفی سیمای روشنفكران آسیب زده.

در روایات ما وجود دارد كه می‏فرماید بخشی از كسانی كه در آخر الزمان مشغول تحصیل دینی می‏شوند یا علوم دینی را سعی می‏كنند فرا بگیرند اینها به خاطر ریاست و رسیدن به مقامات است. روایت می‏فرماید: «یتفقه اقوام لغیر الله طلبا لدنیا و الرئاسة»؛ یعنی افرادی به دنبال دین‏شناسی و فهم مسایل دینی می‏روند امّا غرض آنها خدا نیست و اخلاص در انگیزه‏های آنها پیدا نیست و عمدتا اینها طالب دنیا و ریاست بر مردم هستند به همین خاطر اینها چون می‏بینند كه با دانستن بعضی از اصطلاحات دینی می‏توانند بر مردم ریاست كنند به دنبال تحصیل دین و دانشهای دینی می‏روند و بعد می‏فرماید: «و یوجه القرآن علی الاهواء» این خصوصیت می‏تواند خصوصیت دانشمندان و عالمان دینی باشد كه یكی از حالتهایی كه آنها پیدا می‏كند این است كه توجیه‏گر قرآن می‏شوند امّا بر اساس هواهای نفسانی خودشان به تعبیری كه علامه طباطبایی در ابتدای المیزان دارند می‏فرمایند ما تفسیر قرآن نمی‏كنیم بلكه تحمیل بر قرآن می‏كنیم نظرات خودمان را.

آنچه كه از ما خواسته شده این است كه با یك فكر خالی به سراغ فهم عمیق مطالب قرآنی برویم و پرده برداری از ابهامات معانی قرآن بكنیم این می‏شود تفسیر. امّا گاهی ما با پیش فرض‏های فكری و یكسری تئوری‏های مشخص ذهنی سراغ قرآن می‏رویم و می‏خواهیم آیه ای را برای فكر خودمان پیدا كنیم و گاهی بالاتر اینكه ممكن است افرادی یا مكاتبی، در باطن به خاطر اینكه در جوامع اسلامی هستند و بدون آیه قرآن نمی‏توانند نفوذ در افكار عمومی داشته باشند با

تمسك به آیات قرآن برای رسیدن به اهداف شوم نفسانی‏شان از آیات قرآن بهره‏گیری كنند.

نشانه دیگری كه باز در این دوره گفته شده می‏فرماید: «و قعود الصبیان علی المنابر» منبر یعنی محل موعظه و ترویج و تبلیغ دین. یكی از نشانه‏هایی كه برای دانشمندان یا نیمه دانشمندان در دوره آخر الزمان وجود دارد و آسیب‏هایی كه در این دوران نمایان می‏شود این است كه كسانی سمت تبلیغ دین را به عهده می‏گیرند كه اینها از نظر سن دوره صباوت و نوجوانی را می‏گذرانند. اینكه گفته شده: «قعود الصبیان علی المنابر» شاید یك معنای ظاهری آن مراد باشد كه یعنی كسانی بر منبرها می‏نشینند و در مقام خطابه‏می‏آیند كه اینها نوجوانانی بیشتر نیستند و افراد بزرگتر و مسن‏تر و ماهرتر آنها زمینه تبلیغ را ندارند.

معنای دیگری كه ما شاید می‏توانیم از این روایت برداشت كنیم این است كه مراد از «قعود الصبیان علی المنابر» این باشد كه كسانی مشغول تبلیغ دینی می‏شوند كه اهمیت ندارند. یعنی از نظر دانش‏ها و اطلاعات دینی بچه سال هستند از نظر اطلاعات بچه سال هستند مهارت خاصی در امر تبلیغ و اطلاعات كافی به زوایای گوناگون دین ندارند امّا اینها با جرأت كامل به عنوان مبلغ دین وارد صحنه تبلیغ می‏شوند.

باز از مسایل دیگری كه در این دوره وجود دارد كه پیامبر اكرم (ص) بر سلمان خبر می‏دهند و می‏فرمایند «و رأیات المنابر اُمر علیها بالتقوی و لا یعمل القائل بما یأمر» شما می‏بینی كه بر منبرها و در مقام وعظ و اندرز افراد مردم را امر و دستور و سفارش به تقوی می‏كنند ولی وقتی كه به وجود و زندگی آنها مراجعه می‏كنید خود گوینده آن سخنان، حد خدا را رعایت نمی‏كند و برای حدود الهی حریم قائل نیست و اهل تقوی نیست یعنی عالمان بدون عمل.

مورد دیگری كه باز از نشانه‏های دانشمندان دینی و آسیب‏زده در آخر الزمان است و ممكن است بعضی از دانشمندان دینی دچار آسیب و آفت شوند این است كه «یؤتون‏الحكمة‏علی منابرهم فاذا نزلوا نزعت عنهم» می‏فرماید گاهی شده كه اینها هنگامی كه در مقام سخن

یكی از مشكلاتی كه در آخر الزمان ممكن است گریبانگیر عده‏ای شود این است كه «یصیر الدین بالرأی». دین و مجموعه قوانین دینی بر اساس آراء و نظریه پردازیهای شخصی افراد توجیه می‏شود

گفتن هستند زیباترین و مهمترین و نغزترین و پر معناترین مسایل را مطرح می‏كنند. سخنان حكیمانه از آنها می‏شنویم امّا هنگامی كه اینها به زیر می‏آیند از منبر «نزعت عنهم» حكمت در آنها وجود ندارد یعنی آنها زبانشان به گفتن حكمت رام و روان است امّا هنگامی كه به شخصیت آنها نگاه بكنی خبری از حكمت و عقلانیت و هوشمندی به آن معنا در آنها نیست و عمدتا جهت خودنمایی یا فریبایی و فریب دادن مردم ممكن است كه دست به چنین اعمالی بزنند. در مورد سیمای روشنفكران دینی در روایات داریم كه یكی از مشكلاتی‏كه‏در آخرالزمان ممكن است گریبانگیر عده‏ای شود این است كه «یصیر الدین بالرأی». دین و مجموعه قوانین‏دینی بر اساس آراء و نظریه پردازیهای شخصی افراد توجیه می‏شود و «عطّل الكتاب واحكامه» امّا بر اساس آیات قرآن و بر اساس روایات اهل‏بیت(ع) دین توصیه نمی‏شود و به مردم ارایه نمی‏شود.

عده‏ای هستند كه اسلام را و دین اسلام را بر اساس آراء و نظرات خودشان توجیه می‏كنند كتاب خدا و آیات قرآن را تعطیل می‏كنند و شما به ندرت در صحبت آنها و سخن آنها از آیات قرآن نشانه می‏بینی. گویا خود را مستغنی از رجوع به آیات قرآن می‏دانند در مقام توجیه مسایل دینی از قرآن به عنوان اصیل‏ترین و متین‏ترین قانون الهی و به عبارتی قانون اساسی دین الهی اسلام هیچ استفاده‏ای نمی‏برند. «عطّل الكتاب» قرآن را به تعطیلی می‏كشانند. قرآن را به مهجوریت وا می‏دارند مهجوریت قرآن در یك مرتبه این است كه انسان در مقام گفتن و مقام فكر كردن از آیات قرآن بهره‏گیری نكند بلكه همه مسایل دینی را با توجه به نظرات شخصی خودش بیان كند اگر یك روشنفكر اگر یك عالم دینی خود را از قرآن دور كند و در محضر قرآن كمتر باشد. از آیات قرآن كمتر استفاده ببرد. در كلام خویش در تبلیغ خویش در تولید فكر از آیات قرآن استفاده نبرد. اینها همان دانشمندان و روشنفكرانی آسیب زده و آفت زده‏ای هستند كه روایات دینی به ما خبر می‏دهد كه در دوره‏ای چنین افرادی در جوامع اسلامی پیدا می‏شوند. علاوه بر اینكه كتاب خدا تعطیل می‏شود و مهمل گذاشته می‏شود و شما نمی‏بینی كه آنها در مقام استفاده و توجیه و تفسیر دین از آیات قرآن استفاده بكنند احكام قرآن هم تعطیل می‏شود.

در قرآن كریم احكامی از طرف خداوند متعال نازل شده در ابعاد گوناگون در مسایل جزایی در مسایل اقتصادی مثلاً ما در مورد ربا می‏بینیم در آیات قرآن به شدت از ربا نهی شده در این دوره می‏بینیم كه یك روشنفكر، یك نظریه‏پرداز به اصطلاح مسلمان وقتی می‏خواهد فكر كند و تئوری‏پردازی بكند خود را مستغنی می‏بیند كه از احكام قرآن استفاده بكند و احكام قرآن تعطیل می‏شود. احكام جهاد، احكام اقتصادی ، احكام حقوقی و جزایی اینها ممكن است در دیدگاه روشنفكران و علمای آسیب زده به تعطیلی كشیده شود و از درجه اعتبار ساقط شود. نكته دومی كه در این رابطه باز در روایات دینی وجود دارد این است كه می‏فرماید ابطال حدود الله گاهی شده كه احكام الهی تعطیل می‏شود و گاهی نه تنها كنار گذارده می‏شود بلكه اعلام می‏شود به بی‏ارزشی و باطل شدن و تاریخ مصرف آنها را تمام شده اعلام كردن. گاهی شده كه روشنفكری اعلام بكند كه تاریخ مصرف احكام قرآن تمام شده است. و امروز بایستی آنها را مطابق آراء و نظریات امروزی احكام را و حقوق و قوانین را تنظیم بكنیم .لذا ابطال حدود الله یك گام بالاتر و یك مشكل بالاتر از تعطیل احكام الله است و باز از روایات ما بر می‏آید در دوره آخر الزمان آن معامله‏ای كه با قرآن كریم می‏شود با آثار و روایات اهل بیت عصمت و طهارت هم می‏شود. در صدر اسلام به ظاهر گروه منحرفی به نام منافقین در جامعه اسلامی پیدا شدند كه به‏حسب‏ظاهر اعلام كردند «حسبنا كتاب‏اللّه‏» ما را قرآن كافی است. كه این یك آفت و آسیب بزرگی در جامعه آن روز اسلامی ایجاد كرد و مردم را از ولایت جدا كرد.

در آخر الزمان دانشمندان و روشنفكرانی بوجود می‏آیند و در بین مردم نفوذ می‏كنند كه اینها علاوه بر قرآن از روایات و آثار اهل‏بیت(ع) هم می‏برند. و این مشخص است كه وقتی افرادی جرأت كنند در برابر قرآن بایستند، كتاب و حدود خدا را ابطال بكنند و انجام و اعمال نظرات قرآنی برای آنها بی‏معنا و بی‏ارزش باشد، مسلم است در برابر روایات این ایستادگی و مقاومت را بیشتر دارند. به همین دلیل در روایات دینی ما وجود دارد كه روشنفكران و دانشمندان آسیب زده‏ای در بین جوامع اسلامی رشد پیدا می‏كند كه اعتباری برای روایات دینی و كلام اهل‏بیت عصمت و طهارت (ع) و روایات پیامبر اكرم (ص) قائل نیستند.

باز مشكل اساسی‏تری در روایت اول هم اشاره به آن شد این است كه می‏فرماید در دوره آخر الزمان افراد دچار این مطلب می‏شوند كه عمدتا به جای اینكه نظر اولشان به قرآن یعنی منبع قانونگذاری دینی و روایات اهل‏بیت عصمت و طهارت(ع) باشد «یقال رأی فلان و زعم فلان»؛ یعنی معمولاً در گفت‏وگوها از نظرات افراد استفاده می‏شود. گفته می‏شود رأی فلانی چنین است زعم و گمان فلانی چنین است بعد در ادامه روایت می‏فرماید «و یتخذ الآراء و القیاس» برای تصمیم‏گیری كلان و یا غیر كلان برای اتخاذ خط مشی عمدتا از نظریات استفاده می‏شود به قیاس و ایجاد حالات قیاسی می‏پردازند به جای اینكه به احكام روشن قرآن و احكام مبین و روشن قرآن و روایات مراجعه می‏كنند به نظریات افراد و انسان‏های گوناگونی كه صاحب نظریاتی هستند. یكی از مسایلی كه در آخرالزمان در جوامع اسلامی رشد می‏كند و دهان به دهان می‏گردد این است كه عمدتا در مقام تصمیم‏گیری و فكر كردن به نظریات افراد اعتنا می‏شود به جای اینكه به روایات مراجعه شود. روایت كاملاً اینگونه است كه می‏فرماید «یبطل حدود ما انزل الله فی كتابه» آنچه كه خداوند نازل كرده در كتاب او بر پیامبر خودش (ص) باطل می‏شود و «یقال رأی فلان و زعم فلان» و گفته می‏شود فلان فرد چنین نظری دارد، فلان رأیی دارد، فلان گمانی دارد «و یتخذ الآراء و القیاس و ینبذ الآثار» روایات دور انداخته‏می‏شودوبه‏جای‏روایات‏وحدود الهی در قرآن از نظرات و آرای دیگران استفاده می‏شود بعد دنبال آن روایت می‏فرماید «فعند ذلك تشرب الخمور و تسمی بغیر اسمها» كه در این زمان زمانی است كه شراب می‏خورند امّا اسم آن را عوض كرده‏اند با تبدیل اسم شراب، شراب را برای خودشان مجاز می‏كنند و آن را می‏نوشند.

این روایت در صفحه 720 از كتاب یوم‏الخلاص است این هم تعدادی از آن آثار و روایاتی است كه مشخص كننده سیمای روشنفكران در دوره آخر الزمان است كه البته با اینكه تعداد روایات آنچنان كه ما تفحص كرده‏ایم اندك است امّا خطر بسیار بزرگی را می‏توانند به ما گوشزد كنند؛ یعنی جوامع اسلامی در دوره ارتداد از ارزش‏ها دچار دانشمندان و روشنفكران آسیب

در آخر الزمان دانشمندان و روشنفكرانی بوجود می‏آیند و در بین مردم نفوذ می‏كنند كه اینها علاوه بر قرآن از روایات و آثار اهل‏بیت(ع) هم می‏برند

زده‏ای می‏شوند كه تیشه برداشته و به ریشه اسلام؛ یعنی قرآن و روایات می‏زنند ونه تنها قرآن و روایات را تعطیل می‏كنند بلكه در صدد ابطال آیات و روایات دینی هستند و عمدتا به نظریه‏پردازی و تئوری‏پردازی و استفاده از نظرات دیگران می‏پردازند و همین جا شاید این تذكر لازم باشد كه شناختن این آسیب‏ها یكی از فواید بزرگش این است كه ما تلاش بكنیم كه دامن خودمان را از اینگونه افكار منزه بكنیم و تلاش بكنیم در این چاله‏های فكری و در این مشكلات نیفتیم. امام صادق(ع) فرمودند: دانستن این آسیب‏ها برای شما این منفعت را می‏تواند داشته باشد كه خود و خانواده‏های خود را و جامعه خویش را از ورود این میكروب‏ها و آسیب‏ها مصونیت بخشید. در دفاع از دین و آئین دینی جدیت بیشتری داشته باشید.

باز هشدارهایی روایات دینی ما داده‏اند كه سیمای خانواده‏های آسیب زده را برای ما روشن می كند. اولین مسأله‏ای كه وجود دارد این است كه می‏فرماید: «یری الرجل من زوجته من قبیح فلا ینهیها» یكی از نشانه‏های جوامع آسیب زده در آخر الزمان و یا انسان‏های آسیب زده این است كه امر به معروف و نهی از منكر برای آنها ضد ارزش می‏شود.

این مسأله در خانوادها در محیط‏های كوچك هم ممكن است رسوخ بكند. یعنی گاهی ممكن است انسان بهانه‏ای داشته باشد كه در یك جامعه بزرگ قدرت و توان برای امر به معروف و نهی از منكر ندارد. تأمین نیست، آبروی او در خطر است. جان او در خطر است. امّا در یك محیط كوچك خانواده انسان مخصوصا مرد مسؤولیت دارد كه یك مقدار مواظبت‏ها و پاسداری‏ها از حدود الهی داشته باشد. در قرآن كریم می‏فرماید: «یا أیّها الذین آمنوا قوا انفسكم و أهلیكم نارا»؛ ای كسانی كه ایمان آورده‏اید خودتان و اهل عیال خودتان را از آتش جهنم نگهداری كنید؛ یعنی مسؤولیت حراست خانواده به عهده آحاد خانواده مخصوصا به عهده مرد خانواده است. در قرآن كریم چنین دستوراتی به ما داده شده كه علاوه بر مسؤولیت فردی هر كسی مسوولیت خانوادگی دارد. در آخرالزمان نامردهایی پیدا می‏شود كه در خانواده خودشان هم قبیح و هم زشتی و معصیت را می‏بینند «فلا ینهیها» امّا نهی از منكر نمی‏كنند یعنی نه تنها معصیت در جامعه ممكن است وجود داشته

در روایات دینی ما وجود دارد كه روشنفكران و دانشمندان آسیب زده‏ای در بین جوامع اسلامی رشد پیدا می‏كند كه اعتباری برای روایات دینی و كلام اهل‏بیت عصمت و طهارت (ع) و روایات پیامبراكرم(ص) قائل نیستندباشد بلكه در خانه‏ها بلكه در زندگی خصوصی افراد هم نفوذ می‏كند.

دوم مطلب این است كه «یعیّر الرجل علی صون النساء» یكی از نشانه‏ها این است كه اگر مردی بخواهد صیانت خانم و دختران خودش را به عهده بگیرد و یك مقدار مواظبت و حراست بیشتری از زن و دختر و ناموس خودش داشته باشد سرزنش می‏شود. «یعیّر الرجل علی صون النساء»؛ یعنی اگر كسی بخواهد یك مقدار رعایت حدود الهی را بكند و نوعی صیانت و مصونیت بخشی برای زنان اعمال كند مورد سرزنش دیگران قرار می‏گیرد یا مورد سرزنش خود آن زن قرار می‏گیرد یا مورد سرزنش دیگر آحاد در جامعه قرار می‏گیرد. دقت بكنید كه در این روایت یك مسأله مهمی را به ما هشدار داده و توجه داده كه می‏فرماید: «یعیّر الرجل علی صون النساء». اگر شما در تعبیرات علامه شهید مطهری، رحمة‏اللّه‏علیه، در كتاب حجاب دقت كرده باشید می‏فرمایند: آنچه اسلام توصیه می‏كند در مورد زن، مصونیت بخشی به اوست نه محدود كردن او. در این روایت می‏فرماید «یعیّر الرجل علی صون النساء»؛ یعنی اگر همان حداقل‏ها اگر آن مسایل و قوانینی كه موجب مصونیت زنان می‏شود آن قوانین را كسی بخواهد اعمال كند مورد تغیّر و سرزنش قرار می‏گیرد و محدود كردن زن مورد نظر نیست. در آخرالزمان خانواده‏هایی به‏وجود می‏آیند زنان و مردانی ممكن سوم مسأله‏ای كه باز می‏تواند جزء رخدادهای آخر الزمان باشد این است كه می‏فرماید: «فینفق الرجل ماله فی غیر طاعة الله فلا یُنهی و یمیغ الیسیر عن طاعة‏اللّه‏» می‏فرماید اگر پدر خانواده‏ای بخواهد از مال است بوجود بیایند كه اگر فردی بخواهد حفاظت معقول و مشروع از ناموس خودش داشته باشد او را مورد سرزنش و نكوهش قرار دهند.

خودش در مسیر غیر طاعت خدا خرج كند، هر چه صرف كند این نهی نمی‏شود، مورد تعرض كسی قرار نمی‏گیرد. مثلاً فردی برای زینت خودش برای پرخوری، تجمل، برای معصیت و برای امور غیر مفید هر چه كه انفاق كند و پول مصرف كند كسی معترض او نخواهند شد امّا اگر بخواهد همان فرد مقدار اندكی از مال خودش را در مسیر پیشبرد اهداف الهی مصرف كند

مورد اعتراض قرار می‏گیرد. یعنی اگر هزار هزار در مسیرهای غیر مفید یا معصیت خرج كند معترض ندارد امّا اگر بخواهد یك هزار در مسیر صحیح و اصولی و در راه طاعت خدا خرج كند او مورد اعتراض قرار می‏گیرد. ما الان داریم افرادی كه سفرهای اروپایی میلیونی دارند امّا به حج مشرف نمی‏شوند. ممكن است افرادی باشند كه اینها خمس و زكات واجب خودشان را پرداخت نكنند، امّا بسیار در مسایل دیگر زندگی اهل اسراف و تبذیر هستند. ممكن است فردی باشد كه كمترین كمك را به یك مسكین به یك یتیم، یك انسان محتاج آبرومند نكند امّا در نقطه مقابل او اموال زیادی در مسیر بیجا و غیر مفید و حتی معصیت خدا خرج كند. این هم یك ابتلائی است و مصیبتی است كه گریبانگیر خانواده‏ها خواهد شد.

مسأله بعدی اینكه در سیمای زن هم آن را توضیح دادیم مردان و خانواده‏هایی بوجود می‏آید كه «قبلتهم نساؤهم» قبله آنها و همه اهداف و آن مقاصد و مطلوبات آنها زنان می‏شود كه كنایه از شهوت است. یعنی خانواده‏هایی كه شهوت در آنها موج می‏زند حد و حدود رعایت نمی‏شود به وجود خواهند آمد. روایت دیگری كه باز در این مورد داریم می‏فرماید كه در دوره‏ای مردان زنان خود را تشویق می‏كنند به تجارت و كار اقتصادی «حرصا علی الدنیا» دقت بكنید كار كردن برای زن یك امر ارزشی در اسلام است در روایات دینی داریم كه حضرت زهرا(ع) در خانه كار می‏كردند نه كار خانه بلكه امیر المومنین (ع) می‏رفتند از بیرون پشم می‏گرفتند و فاطمه الزهرا(ع) در خانه می‏بافتند و بعد می‏بردند مزد حضرت زهرا(ع) را به عنوان كمك اقتصاد خانواده می‏گرفتند یا در مورد اهدای فدك به فاطمة‏الزهرا(ع) این مسأله یك تجارت است یك كار اقتصادی است كه حتی عمال فاطمه زهرا(ع) در فدك كار می‏كردند و حضرت فاطمه(ع) حسابرسی می‏كردند. امّا گاهی می‏شود كه مردی زن خودش را تشویق می‏كند به مشاركت در امور تجاری كه شأنیت زن در آن موارد نیست «حرصا علی الدنیا» با اینكه نیازی ندارند. امّا به خاطر حرص و ولعی كه بر دنیا دارند، به خاطر اینكه اهل تكاثر شده‏اند اگر كه یك زندگی‏تأمین باشد از نظر اقتصادی اسلام لازم نمی‏داند كه زن را حتما و حتما تشویق بكنیم به كار تجارت كه بعد كار تربیت و معنویت و اخلاق آسیب ببیند.

لذا این باز یك روایت است كه می‏فرماید شاید خانواده‏هایی به وجود بیایند كه اینها «حرصا علی الدنیا» زنان خودشان را در امور تجاری و اقتصادی تعمدا بیشتر شركت می‏دهند.

روایت بعدی می‏فرماید «اذا قطعوا الارحام» خانواده‏ها دچار گسستگی‏های جدّی می‏شود و «منّوا الطعام» اینها اگر بخواهند میهمانی بكنند و اطعام بكنند عمدتا منت‏گذاری می‏كنند؛ یعنی با طیب نفس، به دلخواه خودشان‏اینطور نیست كه میهمانی بدهند بلكه میهمانی یك‏مبادله،یك‏معاوضه‏ویك منت‏گذاری بر دیگران است.

در روایت دیگر داریم كه «رایت المرأة تقهر زوجها» دورانی پیش می‏آید كه خانواده‏ها زن سالاری می‏شود «تقهر زوجها»؛ یعنی زن حاكم و غالب بر مرد می‏شود و «تعمل ما لا یشتهی» هر كار را كه خودش بخواهد انجام می‏دهد بر خلاف رضایت شوهرش ممكن است خیلی كارهاراانجام بدهد و «تنفق علی زوجها» حتی در مسیر مخالفت‏با شوهر خودش پول خرج می‏كند و از این جهت برای‏شكستن‏شوهرخود از هر اقدامی فروگذار نمی‏كند.

مسأله دیگری كه باز در روایات ما از آن خبر داده شده و این مطلب در همان ج پنجم المیزان وارد شده «و عندها كثیر الطلاق» یكی از پدیده‏های خانواده‏ای كه در آخر الزمان است این است كه خانواده‏ها دچار تشتت و فروپاشی زیاد خواهند بود. طلاق و جدایی بین خانواده‏ها به تعداد زیادی قابل مشاهده است. و این باز از روایاتی است كه خبر از نوعی آسیب خانوادگی می‏دهد و یك هشدار است.

در روایات دینی ما داریم كه پیامبر اكرم (ص) فرمودند «ابغض الحلال عندالله الطلاق»؛ یعنی بدترین و مبغوض‏ترین امور حلال در دیدگاه خداوند طلاق و فروپاشی یك خانواده است. امّا در آخر الزمان روایات خبر می‏دهد كه این پدیده شوم خانوادگی زیاد می‏شود

و بازمساله دیگری كه وجود دارد می‏فرماید: «ان‏الناس یفرحون‏بفقدالأولاد» اینگونه می‏شود كه مردم به نداشتن فرزندفرحناك‏وخوشحال‏هستند؛یعنی‏اگركسی صاحب فرزندی‏نباشدیاكمترین فرزند را داشته باشد این زمینه خوشحالی و شادمانی را برای او فراهم می‏كند. این یكی از آن حالت‏هایی است كه در خانواده‏ها در دوره آخرالزمان قابل مشاهده است و وجود خواهد داشت.

در كنار این مسأله والدین و برخورد فرزندان با والدین مطرح می‏شود. از نشانه‏هایی كه در دوره آخر الزمان وجود دارد این است كه آسیب جدّی به روابط بین پدر و مادر و فرزندان وارد می‏شود. لذا می فرماید: «رأیت العقوق قد ظهر» شما زیاد می‏توانید مشاهده بكنید فرزندانی كه عاق والدین هستند و پدر و مادرهای خودشان را با آزار و اذیت و ظلم از خودشان ناراضی كرده‏اند. عاق به معنای نا رضایتی و عدم طیب خاطر والدین نسبت به فرزند است.

در دوره آخر الزمان پیامبر اكرم (ص) فرمودند: «رأیت العقوق قد ظهر» یعنی آن ارتباط سالم و ارتباط مشروع اخلاقی كه به اصرار از انسانها خواسته كه در مورد پدر و مادر حریم شخصیتی آنها را حفاظت بكنید و رضایت خاطر آنها را فراهم بكنید این پیوندهای خانوادگی بریده می‏شود و افراد زیاد قابل مشاهده هستند كه با پدر و مادر خودشان ارتباط سالم و اخلاقی ندارند و بلكه موجبات اذیت و آزار آنها را فراهم می‏كنند به حدی كه عاق والدین شده و «استخف الوالدین» پدر و مادرها استخفاف می‏شوند یعنی مورد سرزنش و بی احترامی‏های زیاد قرار می‏گیرند و كوچك می‏شوند «و كانا من أسوء الناس حالاً عند الولد» اگر به فردی بگوئید كه بدترین انسان‏ها در نزد تو كیست؟ ممكن است از پدر و مادر خودش نام ببرد.

یعنی فرزندانی آسیب زده از نظر اخلاقی در آن جوامع آلوده به وجود می‏آید كه اینها پدر و مادر در نظرشان از بدترین انسان‏ها و زشت‏ترین چهره‏ها

یكی از نشانه‏ها این است كه اگر مردی بخواهد صیانت خانم و دختران خودش را به عهده بگیرد و یك مقدار مواظبت و حراست بیشتری از زن و دختر و ناموس خودش داشته باشد سرزنش می‏شود

می‏توانند باشد در جایی كه قرآن كریم می‏گوید كه زیباترین، بهترین دوست داشتنی‏ترین افراد برای شما پدر و مادر می‏باشد و بهشت را گفته كه زیر پای مادر است‏امّاممكن‏است‏كه فرزندانی به وجود بیایند كه پدر و مادرازنظرآنهابدترین‏انسان‏هاباشند.نشانه‏دیگرو آفت وحالت‏دیگری‏كه‏برای فرزندان در آخر الزمان نسبت به پدرومادردر روایات آمده این است كه «یسبّ‏أباه»؛ یعنی شما فرزندانی را می‏توانید مشاهده كنید كه اینها به پدر خودشان فحش می‏دهند، توهین و اهانت می‏كنند.

در قرآن كریم می‏فرماید «و لا تقل لهما افٍ» در مقام گفتار حتی كوچكترین هتك و بی‏احترامی نسبت به پدر و مادر روا نیست. امّا در آخر الزمان فرزندانی را انسان می‏تواند مشاهده بكند و به پدر و مادر خودشان بی‏احترامی لسانی دارند و آنها را سب و لعن می‏كنند و مورد فحاشی و هتاكی قرار می‏دهند. در روایت دیگری داریم كه می‏فرماید «یجف الرجل والدیه» پدر و مادرها مورد جفا قرار می‏گیرند امّا «یبّر صدیقه» همان فردی كه در حق پدر ومادر خودش جفا می‏كند در مورد دوستان خودش وفا نشان می‏دهد و به آنها نیكی می‏كند.

می‏دانید كه ما در قوانین دینی و اسلامی باید كه لحاظ رتبه‏ها را بكنیم. قاعده اهم و مهم یكی از قواعد جدّی در قانون‏گذاری دینی است؛ یعنی اول حق را پدر و مادر بر ما دارند. دوم حق را زن و فرزندان انسان دارند. بعد از آن اقوام دارند و بعد از آن همسایه‏ها و بعد از آن رفقا. امّا در دوره‏ای كه آسیب‏هایی به وجود می‏آید و دوره ارتجاع از اخلاقیات ارزشی و دینی است افراد این قاعده اهم و مهم را در مسایل اخلاقی و در ارتباطات خانوادگی و اجتماعی رعایت نمی‏كنند. آنچنان دوستی و محبت و وفایی به بیگانه و رفیق نشان می‏دهد امّا همان فرد وقتی در برابر پدر و مادر خودش قرار می‏گیرد گویا با آنها قهر است و جفا بلكه زشتكاری در برابر آنها دارند. لذا روایت می‏فرماید: «یجف الرجل والدیه». جفا به این معنا است: ضد وفا و وفای در محبت این است كه انسان كار محبت را به پایان برساند و رعایت آداب محبت را بكند، اگر افرادی كه با هم ارتباط دوستانه دارند رعایت آداب دوستی را بكنند حتی بعد از مرگ اینها نسبت به همدیگر وفا دارند. امّا اگر رعایت آداب دوستی را نكنند این می‏شود جفا. مثلاً اگر ما ادعا می‏كنیم پیامبر اكرم (ص) را دوست داریم این دوستی یك سلسله آداب و قواعدی را می‏طلبد از ما یكسری احترامات به همین دلیل پیامبر اكرم (ص)

فرمودند: كسی كه چهار پسر پیدا كند و اسم یكی از آنها را محمد (ص) نگذارد به من جفا كرده است؛ زیرا رعایت دوستی و عشق به پیامبر اكرم (ص) می‏طلبد كه انسان اسم محبوب خودش را اشاعه بدهد و اگر كسی به این مطلب عمل نكرد در محبت پیامبر اكرم (ص) جفا كرده است. اگر كسی اهل بیت عصمت و طهارت (ص) را ارادت و معرفت و محبت به ایشان نداشته باشد جفا در حق پیامبر اكرم (ص) كرده است؛ چرا كه حضرت فرمودند: «ما أسئلكم علیه أجرا إلاّ المودة ذی القربی»

در اینجا رعایت حق پدر و مادر و وفای نسبت به آنها می‏شود امّا در آخرالزمان در فرزندهایی این حالت دیده نمی‏شود بلكه جفا در حق پدر و مادر دیده می‏شود مثلاً دیدار و به زیارت محبوب رفتن یكی از شرایط محبت است ممكن است فرزندی در آخرالزمان به وجود بیاید و شما مشاهده كنید كه هفته به هفته و ماه به ماه و سال به سال پدر و مادرش به نرود در نقطه مقابل هر روز با دوستان خود دیدار و ملاقات داشته باشد ممكن است هدیه برای دوستان خودش مكرر ببرد ولی برای پدر و مادر هدیه نبرد از شرایط دوستی هدیه بردن است. حالا این حقوق و آداب بعضی‏اش واجب و الزامی است و بخشی از آن امور مستحب و مستحسن.

امّا دقت بكنید یكی از نشانه‏هایی كه باز می‏تواند انسان مشاهده كند در دوره آخر الزمان این است كه می‏فرماید: «یجف الرجل والدیه و یبر صدیقه»؛ یعنی در حق دوستان خودش كاملاً وفاداری و نیكوكاری دارد و خدمت به آنها می‏كند و كار آنها را انجام می‏دهد. وقت برای آنها می‏گذارد، با آنها زندگی می‏كند، با آنها رفت و آمد می‏كند، در كنار آنها تفریح می‏كند با آنها می‏گوید و می‏خندد و در كنار آنها غذا می‏خورد امّا وقتی كه به پدر و مادر می‏رسد، بی‏حوصلگی نشان می‏دهد، حاضر نیست به هیچ وجه همراهی با پدر و مادر كند. هیچ مشاركتی، معاونتی نسبت به پدر و مادر نشان نمی‏دهد بلكه در كنار آنها نشستن هم برای او سخت و دلتنگ كننده است. امیدواریم ان‏شاءاللّه‏ خداوند متعال همه ما مخصوصانسل‏جوان‏مارا از این آفات مصونیت ببخشد و به همه ما توفیق دهد كه بتوانیم با مراجعه به آیات وروایات‏دینی‏ازبهترین‏انسان‏هاواز زمینه سازان ظهور حضرت بقیة‏اللّه‏ حجة‏بن‏الحسن العسكری(ع) باشیم.

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
What is a heel lift?
شنبه 18 شهریور 1396 21:58
Hello to all, the contents existing at this web site are actually remarkable for people knowledge, well, keep up the good
work fellows.
Terry
دوشنبه 9 مرداد 1396 22:06
Howdy very cool blog!! Guy .. Beautiful .. Wonderful ..
I'll bookmark your website and take the feeds also?

I'm happy to seek out so many helpful info here within the submit, we want develop
extra techniques on this regard, thank you for sharing.
. . . . .
Regina
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 12:52
Hi there would you mind stating which blog platform you're using?
I'm looking to start my own blog soon but I'm having a
tough time deciding between BlogEngine/Wordpress/B2evolution and Drupal.
The reason I ask is because your design and style seems different then most
blogs and I'm looking for something unique.
P.S My apologies for being off-topic but I had
to ask!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo