تبلیغات
خورشید مکه - وجوب معرفت امام

وجوب معرفت امام

نویسنده : مقنی زاده
تاریخ:دوشنبه 26 بهمن 1388-14:09

با توجه به نقشی که امامت در حفظ نظام و کمال بشر و سیر او به سوی خدا و اجرای احکام خدا دارد، وبا توجه به اینکه اطاعت امر امام شرعاً و عقلاً واجب است در وجوب معرفت امام نیز بر حسب حکم عقل و شرع جای هیچگونه تردید و شبهه ای نیست زیرا هم مقدمه اطاعت است که واجب است، و بدون وجوب آن، اطاعت و نصب امام بیهوده خواهد شد، و هم بر حسب آنچه در بعض روایات استفاده می شود بالخصوص نیز واجب است، و چنانکه در نهج البلاغه است دخول در بهشت دائر مدار شناختن امامان و ورود در آتش نیز دائر مدار انکار آنها است:

«لا یدخل الجنة الا من عرفهم وعرفوه ولا یدخل النار الا من أنکرهم وأنکروه 

 داخل بهشت نمی شود کسی مگر اینکه آنها (ائمه اطهار:) را بشناسد و آنها نیز او را بشناسند و داخل آتش نمی شود مگر کسی که منکر آنها باشد و آنها نیز او را از آن خویش ندانند».

و چنان در این امر تأکید شده است که بر حسب خبر معروف از رسول خدا صلی الله و علیه و آله: هر کس بمیرد و امام زمان خود را نشناخته باشد مرده است بمردن جاهلیت. و در حدیثی که فخر رازی از آن حضرت روایت کرده است می فرماید هر کس بمیرد و امام زمان خود را نشناسد پس باید بمیرد اگر خواهد یهودی و اگر خواهد نصرانی.

بلکه از بعض روایات استفاده می شود که معرفت الله بطور صحیح و کامل بدون معرفت امام حاصل نخواهد شد.

چنانکه در حدیث است که حضرت سیّد الشهداء علیه السلام سؤال شد: «فما معرفة الله پس چیست معرفت خدا؟»

حضرت فرمود: «معرفة أهل کل زمان امامتهم الذی یجب علیهم طاعته

معرفت اهل هر زمان، معرفت امام ایشان است که اطاعت او بر ایشان واجب است.

که شاید توضیح این حدیث شریف این باشد که خدا را به اوصاف کمالیّه وبه شناخت صحیح باید از طریق امام شناخت چنانکه در روایت است: «لولا الله ما عُرفنا ولولا نحن ما عُرف الله

اگر دلالتها و عنایتها و هدایتهای الهی نبود ما شناخته نمی شدیم و اگر ما نبودیم خدا شناخته نمی شد».

یعنی چنانکه حق معرفت او است به اسماء حسنی و صفات کمالیه شناخته نمی شد.

البته بدیهی است این معرفت فوق معرفت فطری است که برای هر کس به حسب فطرت حاصل است و مفهوم این بیان این است که همانطور که تمام آسمان و زمین و آنچه در آنها است دلائل وجود حق آیات او هستند، امام نیز در هر عصر و زمان علاوه بر آنکه تکویناً از جهات متعدّد آیت و نشانه است بلکه چنانکه از امیر المؤمنین علیه السلام روایت شده است: «مالله عزوجل آیة هی أکبر منی ولا لله من نباء أعظم منی 

 برای خداوند عز و جل نشانه و خبری بزرگتر از من نیست».

تشریعاً نیز اکبر آیات و اسماء الهی است و در محیط اختیار و هدایت ارادی، معرفت خدا بدون شناسائی او و استفاضه از انوار علوم و راهنمائیهای او کامل نخواهد شد و شرح و تفسیر الهّیات و معارف فطری را باید از امام فرا گرفت.

و ممکن است معنای اینگونه احادیث این باشد که چون یکی از اسباب کمال معرفت، اطاعت الله است که هر چه شخص عارف در میدان اطاعت سیر و حرکت کند و عبادت و اطاعتش بیشتر شود عرفانش زیادتر می گردد و مددهای غیبی بیشتر به او می رسد چنانکه معرفت هم هر چه زیادتر شود شوق و رغبت به عبادت و اطاعت الهی در انسان زیادتر می شود تا حدی که همه دواعی غیر الهی در انسان بی اثر می گردد. از این جهت چون اطاعت و عبادت خدا و چگونگی آن بدون دریافت برنامه و دستور العمل آن از امام و اطاعت از او حاصل نمی شود این مرتبه از معرفت کامل که در کمال هم مراتب دارد بدون معرفت امام محقّق نخواهد شد.

بلکه حتّی دعا که هر کسی به حسب فقر و نیازی که دارد گمان می کند زبان آنرا دارد و می تواند با او سخن بگوید و حاجت بخواهد وهمینطور هم هست همه با او مرتبط می شوند و بین بنده و خدا هر وقت بخواهد او را بخواند مانع و حجابی نیست و خدا ناله همه را می شنود.

آیا در همین دعا اگر راهنمائیهای امامان: و دعاها و سیره آنها در مقام عمل در اختیار ما نبود دعا در مرتبه ای بسیار نازل و از درخواست حاجتهای مادّی تجاوز نمی کرد و حتی بسانیایشها که با شؤون ربوبی مناسب نبود، و خلاف ادب و حاکی از نقص معرفت بود لذا در این موضوع دلالتهای ائمه: و دعاهائی که از ایشان رسیده است بقدری دستگیری از بشر نموده است که بسا یک جمله از آن دعاها بقدری نورانیّت می بخشد و افق بینش انسان را وسیع می سازد و بقدری انسان را از لذائذ معنوی بهره مند می کند که آفتاب جهان تاب، دید ظاهری او را آن چنان وسیع نمی سازد، و تمام لذائذ مادّی را نمی توان با لذّتی که از خواندن ویا شنیدن یک جمله از آن دعاها حاصل می شود برابر گرفت که اگر خارج از حدود این رساله نمی شد برخی از این دعاها را که به روح انسان پروازهای بلند می دهد و او را در بلندترین قلّه های مقام انسانیّت می نشاند در اینجا یادآور می شدیم تا معلوم شود که این همه سفارش راجع به معرفت امام بی جهت نیست.

و سوّمین توضیح و توجیهی که برای این احادیث می نمائیم این است که عمده فائده معرفت الله و اثر آن در اعمال انسان ظاهر می شود و از میزان الزام او به اطاعت الهی و تسلیم و فرمانبری او از دستورات خدا ظاهر می شود، و مظهر کامل آن اطاعت از خلیفة الله است که توقف بر معرفت او دارد و خود معرفت او نیز اطاعت خدا است.

سیر عرفانی انسان به اطاعت کامل از اوامر و نواهی الهی، و تسلیم خالص در برابر فرمان او منتهی می شود چنانکه عبد خود را نبیند و مانند حضرت ابراهیم علیه السلام اگر مأمور به ذبح فرزند شد بی چون و چرا فرمان پذیر گردد و مانند اسمعیل ذبیح ـ علی نبینا وآله وعلیه السلام ـ که وقتی پدرش فرمان الهی را در ذبح او به او ابلاغ کرد بدون پرسش و بدون تأمّل گفت: (یا أبت افعل ما تؤمر)  «ای پدر به آنچه مأمور شده ای انجام ده».

این سیر عرفانهی از طریق معرفت امام و اطاعت او به مقصد می رسد و از گمراهیهای گوناگون مصون می شود.

خداوند متعال ما را به معرفت اولیائش وبه معرفت امام زمان و ولیّ وقت، حضرت حجة بن الحسن المهدی علیه السلام که باب معرفت او است ملهم و راهنمائی فرماید و از معرفت خودش به معرفت پیغمبر و از معرفت پیغمبر به معرفت امام و سپس، از معرفت امام به معرفت پیغمبر و از معرفت پیغمبر به معرفت خدا برساند.

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
Can you increase your height by stretching?
یکشنبه 26 شهریور 1396 18:37
I like the helpful information you provide in your articles.
I will bookmark your blog and check again here regularly.

I'm quite certain I'll learn many new stuff right here!
Good luck for the next!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo