تبلیغات
خورشید مکه - اشعار سبز(نرگس ایمانیان)

دلم به انتظار تو  

 

من از قبیله ی شبم ولی تو روشنی تبار

ببین چه ساده روزرا نشسته ام به انتظار

 

چه فصل سردوساکتی،پناه برتو ای بزرگ!

چرا نمیرسم به تو، چرا نمیشود بهار؟!

 

غمت به روی شانه ام، دوباره گریه میکند

بیا و تسلیت بگو به شانه های سوگوار

 

از این سکوت خسته ام، بیا صدا بزن مرا

و مرهمی به روی زخمهای کهنه ام گذا

 

به آسمان نمی رسم به حجم سبز خانه ات

دلم به انتظار تو، تو بر ستاره ها سوار!





Admin Logo
themebox Logo