تبلیغات
خورشید مکه - اشعار سبز (قیصر)

صبح بی تو رنگ بعداز ظهر یک آدینه دارد

بی تو حتی مهربانی حالتی از کینه دارد!

 

بی تو می گویند تعطیل است کار عشقبازی

عشق اما کی خبر از شنبه و آدینه دارد؟!

 

جغد بر ویرانه می خواند به انکار تو، اما

خاک این ویرانه ها بویی از آن گنجینه دارد

 

خواستم از رنجش دوری بگویم، یادم آمد

عشق با آزار، خویشاوندی دیرینه دارد!

 

در هوای عاشقان پر میکشد با بی قراری

آن کبوتر چاهی زخمی که او درسینه دارد

 

ناگهان قفل بزرگ تیرگی را می گشاید

آنکه در دستش کلید شهر پر آیینه دارد

 





Admin Logo
themebox Logo